Machine transcription
( ۱۲۲)
( جلد اول ) ( ذكر وقايع ايام فتور افغانستان ) ( سراج التواريخ )
از قبيله بارك زائی از خواب بیدار گردیده دست بكوزۀ پر آبی كه نزدیكش بود برده سيك برسر اوزده از زیردیوار
نكون سارش ساخت واو در حین غلطیدن با یكرنگ طراز شدن بود خورده با خود سر افزیر کرد و همجنین يك
بدیگری خورده همۀ انانیکه در يك نرد بان پي هم پا گذاشته بودند فرو ریختند بعد صدای شور وغوغا بالاشده
جانبين بگلوله اندازی پرداختند ودران میان گلوله از جانب لشکر پان شاه بایشیك آقاسی حاضر خان پوپلزائی
که در اندرون شهر وروی دلش بسوی شاه بود رسیده از پا در آمد و سرداران قندهار از نگون سار کشتن او
شادخاطرشده و زبان راندند که تير قضا دوست را از دشمن جدا نمیسازد خلاصه اکثر از یورشپان مقتول ومجروح
(۱) خائب گشته خائبا نه (۱) مراجعت کردند و در روز این شب سردار مهر دلخان با سربرادرش کهندل خان باندکی از دلیران
نا امید و بی از لشکریای محاصره بیرون گذاشته سنگرهایی افواج شاه را که در حدود باغ سرداران افراشته بودند برشکست
بهر. و تا پگاه روز مذکور حمله های مردانه و دست بردهای دلیرانه کرده شب هنگام بشهر در شد و چون سرداران
از سبب محاصره علل بنزدیك رسيدن سردار دوست محمد خان نداشتند بمشورت پرداخته قرار دادند كه همگنان
از شهر بر آمده بخصم حمله ورشوند تا هر که را خدا یار گردد اختر طالع مدد کار آید پس در روز پنجاه ويكم
محاصره برای پیرو آزمائی جمعی از سواران را بیرون فرستاده در حينيكه سواری شاه از كنار شهر جانب باغ عباس آباد
میگذشت حمله کرده جنگ در پیوست وزود خودرای واقع گشته قندهاریان از صدمۀ گلولۀ توپ بی ثبات گشته پس
نشستند و با آن سپاه شاه را زبون پنداشته روز سه شنبه بیست و دوم صفر سنه ۱۲۵۰ هزارو دو صدو پنجاه هجری كه
روز پنجاه و دوم محاصره بود سردار رحمدل خان بسواره و پیاده متعلقۀ خویش از شهر بیرون شده راه كتال یا باول(برج)
پیش گرفت و از کنل گذشته از راه جلیوان بمرغان و گند كان در عقب اردوی خصم رسیده بکمین گاه نشست
و همچنین سردار مهر دل خان با متابعانش از دروازۀ شکار پور بر آمده ببرج على وباغ بالا جانب شرقی لشکر غنیم را
گرفته استوار بایستاد وسردار میرافضل خان باملازمان خویش اسپ رانده جانب تل سرخ وپوزۀ پیرای مال دارا
که طرف شمال عساکر شاهی بوداقامتگاه قرار داد و سردار محمد صدیق خان بن سردار کهندل خان با دسته دوم
از فوج بیگانی پدرش از اثر سردار میر افضل خان راه برگرفت وسیدال خان پسرو خیل با خلجی خان و دیگر
تیارو خیلان كه اكثر افسر توپ خانه بودند باپوپزائی كوه سرخ را محل استادن قرار دادند
و خدای نظر خان ماما با دو ضرب توپ بکوه شکار پرشده مقام گزید وهمدر بحال سردار دوست محمد خان
بقرار نوشتۀ شاه شجاع که درج روز نامۀ خويش نموده بالشكر شايان در رسیده باغ سردار رحمدل خان را فرودگاه
ساخت و قبل از انکه فرود شود باسردار کهندل خان که همراه تماست سران قبایل درانی و احشام سیستانی و دوازده
عراده توپ از راه زیارت گاه کابلی شاه طريق ساقه روی سردار میرافضل خان را بر گرفته بود در ینگاه برج دروازۀ
توپخانه ملاقات و باهم مصافحه و معانقه کردند و چون وقت تنك بود درنگ نکرده بمجرد وصول و فرود آمدن
سردار دوست محمد خان در باغ مذکور از همه مامورین مواضع مستعدۀ مذكوره بالرۀ تازه جنك شعله ور كشت
و سردار دوست محمد خان لشکر خویش را ترغیب جنك كرده بز دن توپ و تفنك کرائیه ند و در حین كيرودار با آنكه
توپی از اثواب شاه شجاع بصدمة باروت تركيد افواج سردار دوست محمد خان عقب نشستند و شاه در سرا پردۀ
خویش شده اعیان سپاه از درانی و غلجانی و بلوچی وسیستانی انجمن گشته شاه ایشان را خطاب نموده فرمود که
در نجا كه اعداد سپاه ما دائرۀ يك فرسنك براكنده ومنتشر اقاده گزیده اند باخصم جنگیدن از راه حزم دور است
وایشان سکوت کرده چیزی بزبان نماندند پس شاه باندیشۀ خويش شبيخون اختیار کرده امر نمود که تماست سیاه
شبانگاه بر خصم بتازند و سردار سماندر خان با اکثر از سران سپاه یکجهت شده لب بپاسخ كشوده بعرض رسانیدند
که از شبیخون زدن بروز حمله نمودن نیکو تر است چه لشکر از خستگی و کشاکش روز در شب استراحت حاصل می نمایند
و برای رفع خستگی شب فرصت نمییابند پس شاه عرض ایشانرا پذیرفته عمل روز بد روز کردو در روز مذکور باوجود یکه
نخستین می پنداشت و هم لشکرش از شهر کهنه شاه حسین و چهل زینه تا کنل مورچه منتشر اقامه داشت لوای محاربه
برافراشته همت برمقاتله كماشت و از سبب پراکندگی سپاه خود در وسط اقامتگاه گزید تا هر جانب فتوری روی دهد از راه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
