Machine transcription
( ١٢٤ )
( جلد اول ) ( ذکر وقایع ایام فتور افغانستان ) ( سراج التواریخ )
در مشهد آرد تا کار وهمراه کنند واو شاه را ترغیب بسیار رفتن مشهد کرده پذیرفته نگاشت زیرا که مکاتیب
خوانین درانیه واو بماقیہ نیز ازراه خفا بشاه رسیده و میرسید که عزم هرات کند و آنولایت را متصرف شود
وشاه محمود اندیشید که مبادا بفرض جوئی خوانین درانی و هرائی بساط دیگر گسترده شود که باعث خرابی کار
شاهزاده کامران باشد و هم بدل جیداد که جهانیان خواهند گفت که شاه شجاع از ستیزیدن باخصم عاجز آمده بخرابی
خانۀ خویش پرداخت باری باین اندیشها ترك رفتن مشهدو هرات کرده ازراه ریگستان طریق گیچ و بلو چستان
بر گرفت که در آنجا مکنت و اقتداری بدست آورده بعد قصد قندهار و عزم کارزار کند واز جاده بگوا قطع
بیابان و منازل کرده بعد از چهارده روز وارد موضع منگو چر واقع قرب کلات نصیر تعلق محراب خان بلوچ شدو ازانجا
حرکت کرده تاش آفتاب جانت را در منهای موضع مذکور گذرانیده نایب منزل زده چاشتگاه روز دیگر
در نخلستان واقع فاصله یکمیل بکلات فرود آمد و محراب خان بلوچ بخبریافته حاضر حضورش شدو در منزل خویش
دعوتش کرد و شاه بالتماس او در جائیکه تذاکره نزول فرمود و سرداران قندهار ازراه نوبندی او بجانب بلوچستان
آگاهی یافته سردار رحمدل خان را با پانصد سوار بتعاقب تاشند چنانچہ مقارن وصول ونزول شاه شجاع درنزد
محراب خان بلوچ وی در موضع گرگ واقع شش کروهی کلات رسیده باعث اضطراب خاطر شاه و محراب
خان شد و شاه سواران همراهش را امر مهیا شدن بدفاع کرده بدل گفت که محراب خان چیزی داشته که از آنجا
مرا بخانه اش دعوت کرده است و محراب خان سواران شاه را از مقابله بازداشته گفت که از آنجا همچنان که آمده است
اگر مراجعت کرد فهوالملوب والا اورا به نیروی بازو معاودت خواهم داد اینرا گفته راه شفاعت بر گرفته
نزد سردار رحمدل خان شد واز در ضراعت سخن رانده اورا ازدست گیر کردن شاه شجاع باز داشت مشروط
باینکه اورا درخانه خویش دیگر درنگ نداده بگذارد که بملك ديگرولايت کند و سردار رحمدل خان شش روز
در آنجا توقف ورزیده کمال آدمیت و میهمان نوازی از محراب خان دیده تحفه و هدیۀ شایان گرفته مراجعت کرد
و محراب خان شاد خاطر بتراش معاودت نموده بازای این خدمت از شاه التماس کرد که شهنواز خان وفتح خان
در نزدِم محبوس بودند و هم دو تن از زندان گریخته داخل ایل و الوس علاقۀ گیچ شده باتفاق و اعانت سردار
سمندر خان لوای شورش افراخته اند امید آنکه بتوجه شاهانه اطفای این نائره فتنه شود وشاه عذر بدستگاهی
پیش آورده بتسلیات زبانی مطمتن خاطرش ساخت و بعد از چند روز براه درۀ موله رایت حرکت افراخته
پس از نه روز در موضع کوترو فرود آمد و سردار سمندر خان را که باشهنواز خان وفتح خان در شورش همدستان
شده و محراب خان دفع آنرا التماس کرده بود بذریعه مکتوب نزدخود خواسته آندو تن دیگر را که درتيمك سرگرم
مقاتله و مجادله بودند پیغام داد که تماورود موکب شاهی دست از محار به بازدارند و سردار سمندر خان حسب الخواهش
شاه حاضر آمده آندوتن دست از جنك بازنگشیده بپام شاه را وقعی نگذاشتند تا که شاه وارد بهك كشته بپاس
خاطر محراب خان که او را زبانی تسلی داده بود آندو تن را بادیگر بلوچان که داخل عمار (١) فتنه بودند تنبیه و شاهانه مستمال
ساخته خود بفراهم کردن لشکر پرداخت و سمندر خان نفیس عزم شاه شده گفت که در چنین حالت بی استعدادی
جمع آوردن لشکر نزدخرد متعسر است زیرا که قبائل و احشام (۲) اینقام را داب آنست که امروز انبوهی پیش آمده
فردا گروهی پس میروند و مبالغ کثیر بصرف شان رسیده معاون وهم شريك كس نشوند و خصم آگاه گشته
درپی ما افتد و ما کوه نشین و بادیه گزین شویم و هم وقت آنقدر وفا نکند که افواج نظام شکست یافتۀ قندهار
خبریافته فراهم آیند پس بامردم الوس در مقابل خصم چیره دست ایستادن جزاز شکست یافتن چیزی دیگر حاصل
نخواهد کشت و شاه ازدلائل او فسخ عزم کرده سردار سمندرجان را که درحالت این گفتارش تب عارض شده
بود رخصت فرموده در سیوی تزداهل وعیالش رفته قالب از روح تھی کرد وشاه ملازمین رکابش را امر بدفن
او کرده تاسف و حسرت بسیار نمود وعیالش را باقعه بهك امرکرده خود بادل پر آزرو از آنجا جانب لودهیانه رو
نهاده وارد لارکانه شد و چند روز جهت رفع خستگی و حصول استراحت در انجا درنگ کرده در ایام توقفش
میران خیرپور و بزرگان حیدر آباد حاضر حضور شاه شده هریکش دعوت منزل و خانه خویش کرده شاه بنابر زیارت
( ١ )
عمار بضم اول
بمعنی انبوهی
و بسیاری
آب و بسیاری
مردم
( ٢ )
احشام خادمان
و لشکر یان
فوت سردار
سمندر خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
