Machine transcription
(١٠٨٦)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
خوان احسان دولت برای خریدن آلات حرب طوعاً چنانچه گذشت بطریق معاونت وعده داده بودند تحویل
خزانه آگاهاند و همدرین هنگام دولت ایران قلعه در هريك از عرض وطول دوصد ذرع و پهنای دیوار آن
پنج ذرع در موضع هشتادان بنیاد نهاده بانمام آنرا محمد امین ختم آباد کردن کرد و حضرت والا از عريضه غلام محمد
خان حاکم غوریان ویار محمد خان سارجي برهنمون دولت مذکوره آگاه شده حکمران هرات و سپهالار فرامرز
خان را فرمان کرد که در مقابل قلعة مستحدثه آندولت قلعة در هريك از عرض وطول شصت ذرع احداث
و آباد کنند و نیز از عریضه حکمران آنجا و حاجی میرزا محمد ابراهیم خان سر دفتر بیست و چهار تن محمد وزن
و پسر و دختر از منسوبان فتح الله بيك شرير فيروز کوهی را که در بادغیس بود و از آنجا در او به آورده جا داده بودند
طلب کابل فرموده زمان جوان ایشان را که خواهش شوهر داشتند بشوهر داد و هم درینوقت علی محمد خان
سرپرست معادن بدخشان از پیشکاران ملا اویس الدرخان تالقانی از تغیر محمد کریم خان و میرزا حمیدالله خان عامل
و ضابط زرشوی و طلابات مأمور کار مذکور نیز گردیده آندوتن از راه قطع محاسبه زمان کارداری ایشان در کابل
آمدند و همدر خلال احوالیکه بشرح رفت آقسقلان و منگباشیان وموز باشيان وياولان ونائبان وقاضی و مفتی
قرنجات تالقان و طوائف يلبكی و پراکنده غوری وطقل ومردم سكنة فرنك و اندراب و خنجان و خان آباد
وکچکی و غوری و مردم ده مرده و دوشی و بنون و بفلان وكلف كان و حضرت امام و ورسچ ونمك آب و نهرين
وحسن تال وقندز و چال و اشتمش و چیل داغ وفلول وفاران وقوم مغول وقوم تتای وغیره رعایای قطغن چشم
غریمال ومنال ضعفا و زیردستان خویش باز کرده دست ستم بآزار واذیت ایشان در از نمودند واکثراز جور بیدکان
اقامت را در مأوی و مسکن خود دشوار دیده ناچار فرار اختیار کرده جانب ماوراء النهر و دیگر گوشه و کنار
خزیدند تا که ماجرا از عرایض وقایع نگاران آنجا بسمع فيض مجمع حضرت والا رسيده بمرتضت واز مضمون
(الاكلكم راع وكلكم مسئول عن رعيته) یعنی بدانید و آگاه باشید ای گروه امت که همه شما شبان و نگهبان زیردستان
خود هستید و همه شما از احوال زیر دست خود مسئولید فقط بخاطر عاطر آورده یکصد و پنجاه و نه تن از جورکیشان
صنوف را که بلقب یادشده آمد فرمان کرده طلب کابل فرمود و در پلپلی کار که ایشان در غیاب بارشدند بعرضض
رسانیده همه جور وستمی را که نسبت برعایا کرده ایشانرا فرار وادی ادبار نموده بودند محوالجهات دفتریان سنجش
کابل حواله کرده از مواخذه و عتاب ایمن کردیدند و مأمور شدند که فراریانرا بنوید مهلت وقسط تسلیت داده
بموطن ایشان بازگردانند و بمرور ومدارا وجوه بقایاى بيت المال را از ایشان محصول رسانند و هم دين محمد خان
حاكم خوست وفرنك كه نسبت برعایا جور و ستم کرده با کسانیکه از ستم او عریضه کرده بودند طلب کابل شده از
حکومت معزول گشت و همدرین ایام داراب شاه خان شغنانی از حضور انور والا مأمور حکومت شغنان شده
ششصد و چهل روپیه براصل تنخواه او که در سالی سه صد وشصت روپیه بود افزوده چهارصد روپیه بنام خرج
سفره حکومت انعام فرموده مجموع در سالی هزارو چهار صد روپیه مرحمت نمود و برای هر واحدی
از عبدالرحمن ومبارك شاه نامان منسوبان او ششصد روپيه مجموع هزار و دوصد روپیه عنایت کرد
وششصد و چهل روپیه برای قربان بيك وصياد ومحمد نبی و عزيز بيك از قرار هر واحدی در سالی یکصد و شصت
روپیه و چهار صد و هشتاد روپیه برای ملا محمد ناظر و محمد خان رقم وسالم بيك آقسقالان شغنان که با او
آمده بودند از قرار هر واحدی در سالی یکصد و بیست روپیه تنخواه معین فرمود و یکرأس اسب قطغنی بلجام نقره
نخود او و چهارده رأس برای آقسقالانیکه با او همراه بودند از اصطبل شاهی پانصد روپیه نقد از خزانه جبهة
زادراه بخشود و هم چهارصد و پنجاه وسه روپیه برای نوکران او از قرار هر واحدی در ماهی از شانزده روپیه
و دولشت یکروپیه تا بیست و پنجر و پیه مواجب معین نمود و کتابچه دستور العمل حکومت و سرحد داری حدود
شغنان را بخط خاص مزین و تسلیم وی کرده رخصت رفتن داد و همدرین هنگام سر حداران چاه طلب و هنگامه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
