Machine transcription
(۱۰۷۸)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و یداخش را سخن نخستند وسرش را نیز بشکستند بعد میرزا عبدالرحمن خان سبب این لطمه و ضرب را از مجنون
در کتاب سوال وجواب نوشته پرسید و ایشان جواب نوشتند که چون قاضی ومفتی را بخیانت نسبت داده است
شرعاً تعزیر کرده ایم و میرزا عبدالرحمن خان صورت سوال وجواب خودرا بامکتوبات ملیشاء ملوك ارسال پايه
سریر سلطنت نمود و حضرت والا سید شاه جان جنرال را فرمان کرده او بامر حضرت والا سید عبد القيوم
و قاضی را تحت الحفظ بمحافظت پنج سوار انظام بکابل گسیل آورد و در بیان کار مفتی شاه ملوك
محبو س وطلب کابل شد ومحمد بن ايام عريضه زد بخشم محمد بن محمد اسمعیل نام هراتی از توهین در کار خانه دولتی
واقعه قایل کار وشتنگری میگزد بپایه سریرسلطنت رسیده و از مطالعه ساطعه حضرت والا شرف گذارش یافته
بمحمود بن قاضی عبد الرحمن خان خان علوم ۱ فرمان رفت که توهین برضا را نزد خودطلبیده مطابق امر شرع شریف باخارج نفقه
وكسوه وبإطلاق از او گرفته ارسال هرات نماید و شوهران مذکوره که استطاعت و بضاعت نفقه و کسوه دادن را
نداشت طلاق نامه داده خویش را فارغ ساخت و چون این امر در عهد و حضرت والا بخلاف سلاطین سلف افغانستان
بعهده سلطنت خویش در مملکت جاری و ساری ساخته بود از جمله یکی است بکار میشد که دلیل متشرع بودن این پادشاه
سیاسی آگاه اند و هم در انقاصیف واقعاتيکه بشرح رفت سی و دوتن اززیره دستان طوایف موسی خیل وز مری و عیسی
خیل وعده خیل وپلیل خیل وعل خیل ومندی خیل و مياخيل ومقته تی وحزوقی و آره ميل چون لعل خان ودلي
محمد وسعد ت موسى واشرف ورخل وبلا كی غنی ومیان دین من وجمعه خان ومحمد میر وا کبرخان و نظر و خادی
گزی و عیسی و دلوتی و بهادر رحم م ومندی وطورکل وكل محمد و اسلم شاه وصدوگل و دوست محمد و بوستان و جتمامه
ونجيم ومؤمن واز وسپره شاه وطالب خان ومير ولی وشامان وبختيار ومحمد افضل از راه اطاعت ایندولت وارد
کابل شده از تقدیم عقبة غليا مستسعد گشتند ومیر زا محمد حسین خان کوتوال بامر حضرت والا ناروز رخصت
مراجعت یافتن برطبق بزرگان دیگر طوائف ساکنه جيان سرحد از جانب دولت مخارج ایشانرا رسم مهمانی داد
و محمد دین وقوت محمد ونیرخان و محمد امير خان ومحمد قادر خان و جمال شاه و محمد نادرخان ومحمد ناظر خان پسر و برادران
محمد طيب خان شقاقی هم بزادگان نایب سالار پروانه خان مرحوم از راه تقبیل سده علیای سلطنت وارد کابل وشرفیاب
بار شده از جمله محمد نذیر خان از عطای سالی سه صد روپیه و هر واحد از دیگران سه صدو چهل رو پیه و هر یکی از دوتن
خادم ایشان صدو د یه مجموع دوهزارو مجصدو چهل روپیه مستمری سر افراز و بخار گردیده شادخاطر بازگشتند
و محمد دین ایام محمدعثمانخان لاله پسران سردار محمد اسحق خان از سمرقند در بخارا آمده بتوسط ملا رحیمداد
وقایع نگار آنجا وفرنتی عریضه نگار پایه سریر سلطنت شده عفو تقصیر واجازت آمدن کابل خواست و عرضش
پذیرفته کشته با اهل وعيال خویش در کابل آمد و مجدد بنوقت یازده هزار و هفتصد و هفتادو دو روپیه
از باقی و بر جاماندگان مردم موضع سلطان احمد که در وقت بغاوت ايشان صد تن پیاده
نظام را کشته واسلحه همه را غارت کرده بودند باسم تاوان سلاح بحصول پیوست ومقارن اینحال بزرگان
قوم منگل که از قبیله غلجیه مرز امارت مستسعد کشته و چنانچه گذشت هزار تن مرد پیکار برای فوج پیاده
نظام برعهده گرفته مراجعت کرده بودند سر از جیب تمر و تمرد بر آوردند و درم وضع خوله انجمن کشته آماده
فتنه شدند وملا مشك نامی را در کرم نزد مردم طوری فرستاده سلاح جنك ومدد خواستند وطوريان اورا
نزد حاکمیکه از طرف انگلیس در کرم اقامت داشت برده نغان و تفنگ برای اشرار منگل خواهش نمودند واو
ملتمس طوریان وملا مشک را نپذیرفته ليكن تسلی و وعده داد که هر وقت صدمه از جانب دولت افغانستان بر
مردم منگل تنك أيد واز جنك چنانچه باید نتوانسته عاجز آيند داخل خاك مقبوضه دولت انگلیس شوند
هم آئينه ایشا نرا مسكن و ماوی عنایت خواهد شد وملا مشك از سلاح مايوس وازوعده جاو پناه مستظهر وقوی
پشت گردیده باز گشت و مردم منگل از وعده ملنجا دادن دولت انگلیس قوی دل شده و ایلیسی را که بایشان
ترغيب وتحريض نموده بفتنه برانگیخته خجل ومنفعل نکرده خانهای کسانرا که درفتنه با ایشان انباز نشدند
شرح اجرای
حکم شرعی
بمحمود بن
حضرت والا
شرف اندوز
تقبیل سده
علیا شدن
بزرگان قوم
دری
مشمول
احسان
دولت شدن
هم زاده گان
پروانه خان
عفو تقصیر
یافتن محمد
عثمان خان
جریمه شدن
سلطان احمد
تمرد ورزیدن
مردم منگل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
