Machine transcription
(١٠٥١)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
خان وسهراب خان واعظم خان وغیره رؤسای قبایل جلالزائی هرون خیل وشیرخان خیل وکندی خیل واحمد
خیل وخواجه خیل ومیر خان خیل و ابراهیم خیل و پایند خیل وشادو خیل وكابل خيل وسليمان زائی ومیرانی
خیل وغیره خاتم اتحاد واتفاق بر نهاده وعبد الکریم خان بن ملا مشک عالم را بپادشاهی برداشته بودند تقدیم حضور
انور نمود و حضرت والا که قلع قمع بيخ بنية عصیان قوم اندر کشیده اکثری اشرار را چنانچه جا بجا رقم شد از
راه اجابت بفرمان طلب ارشاکوت وغیره مواضع در کابل خواسته بود بر تافته علی محمد خان را نظربند فرمود
و در روز مذکور ماه رجب اقامت تبرز کلان مذکور را فرمان کرده هفت تن از ایشان را بجهة تحقیق اینمطلب
در کابل طلب کرد تا گر این عهد نامه جعلی باشد علی محمد خان کشته و از میان قوم برداشته شود واگر صحیح ومطابق واقع
باشد چون قرین عفو ورهین رحم پادشاهی گردیده اند اندیشۀ خطر در دل جای ندهند و در پای کار چون آنرا
شخصی بکر یعلی محمد خان داده خودش گرفته از مملکت بیرون رفته بود علی محمد خان نیزرها کشته مورد سیاست نشد
و در اثنای این حال سردار گل محمد خان که با مکهمهان انگلیس تعیین حدود فاصله را که موضع چمن چنانچه گذشت
شرح
کرده و با حدود قوم خواجه زائی واچك زائی کار را بپای برده بود سیزده شب و روز دیگر با مکمهیان در گفتگوی
تكميل نمودن
مواضع نقاط سرحد به بسر برده و در حدودی که باهم معین کرده بودند برج فاصل در قله جبل مادکساه نصب نموده
سردار کل
خط فاصل را بمرغزوه کوه از سلسله جبل خواجه عمران قرار دادند و ازین تعیین و تقسیم موضع توبه و باش رباط
محمد خان بقية
تعيين حدود
با قسوی خط فاصل اتفاق افتاده متعلق و ملحق بخاك مقبوضۀ دولت انگلیس گشت ومکمهیان در خفاحزم گام بن
را
اوان نه باچك زائی را بنوید و مژدۀ عطای زر تخریب بروج فاصله بر انگیخته بسیاری از بروج
را ازین بر انداخت و سردار گل محمد خان آگاه کشته مکمهیان را مسئول ساخت و او انکار کرده
حل آن مکیدت را نسبت بشان نامعلوم نمود و هر دو تن را مذاکره و معارضه روی
داده تا که از حدود مردم الیکو زائی وحل زائی رعایت وارد مرغۀ چمن شدند و سردار گل محمد خان محمد اعظم
خان خل زائی را که بحکومت آنجا قیام داشت برای مکشوف داشتن این امر گماشت و معلوم نمود که همزه نام مذکور
بروج را برانداخته خراب ساخته است بعد سردار گل محمد خان مکمهیان را انکار کرده بود پیام الزامانه داد و او
جوابیکه شایسته بود نتوانست ادا نمود و برای رفع این خجالت خویش حق نواز خان را با نقشه تعیین حدود ومکتوب
دیگر مبنی (۱) بر مسلوغ القلم داشتن دواب و مواشی مردم کاکر از دادن باج که از راه جبرایش داخل خاك افغانستان شوند
(۱) مبنی
نز دسردار گل محمد خان فرستاد و التماس نمود که مکتوب را خاتم اعتراف بر نهاده و نقشه را مشاهده کند که اگرچه
بمعنى خبر
بروج خراب شده اما مابین امر الرقوم بفعل بيجا و بغير حق نیامده زیرا که بروج در غیر مواضع معینه ساخته وافراخته
دهنده
گردیده بودند و ازین پیام مکمهیان نیشتر واضح گشت که بروج بتحريك وترغيب خوداو ازین انداخته شده بود و مکتوب
را که در عدم انسداد راه عبور دواب ومواشی مردم کاکر و غیره و معاف بودن باج ایشان نگار داده فرستاده بود خاتم
ننهاده پاسخ داد که من و تو از جانب دولتين مأمور تعيين حدود شده ایم نه برای نهادن مالیات و معاملات دولتی و رفع
و برداشتن باج و خراج ومحصولات از دوش رعیتی و ایبرادر پاسخ پیام مکمهیان گفته بپاهت سامر مرا معروض پایه
اریکه خلافت داشت و حضرت والا همه را مفصل و مشروح بمکمهیان برنگاشت که اگر این محاورات و مذاکرات
و ایاها و اشاره و هدایت و یسبرای در میان آورده و می آورد با خود با آن جسارت میورزد مفروض دارد تا بویسرا
مکاتبه در میان آورده رفع این ترهات و واهیات فرموده شود و او که این مذاکرات را خود در میان آورده لب
بمذاکرات بیجا می گشود زبان بگفتار بیست
( شرح سرگذشت سپهسالار غلام حیدر خان و مستوفی در پشاور )
شرح
و از آنسوی سپهسالار غلام حیدر خان که باستراوتی بکشور پشاور چنانچه گذشت وارد اشتهار شد و عکاسان
سر گذشت
حاضره اردوی تخت رایت مستر مذکور تمثال ابطال رجال سپاه نظام ایندولت را در وقت مشق قواعد با آئینۀ عکس
سپهسالار غلام
حیدر خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
