Machine transcription
(١٠٥٢)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
رواداشته روی تحدید حدود بسوی اشکام نهاده چون وارد آنجا شدند غلام دستگیر خان برادر میر چترار با یازده تن
سوار که در وقت طلوع فجر روز هشتم ماه رجب از راه ملاقات کمشنر مذكور وارد موضع چنك شده بود از
سپه سالار اجازت ملاقات نمودن خويش را بامستر لوى خواست واو پيشي دم چنك را جبهه مکشوف داشتن ختم
واراده او نگاشته آنگاه که معلوم کرد که بيرون از ملاقات کمشنر عزمی ندارد اجازت دادو او پس از حصول اجازت
بامک بستر كوچك خویش در خیمه کمشنر شده درك ملاقات وی كرد و پس از ملاقاتش پرده از راز برافتاده سپه سالار
را آگهی دست داد که امير الملك بن امان الملك که نسبت خواهش زادکی با عمرا خان با جاوری دارد در سالي پيش
ازينسال ازنزد عمرا خان در چترار شده و در وقت ورود او بدانجا نظام الملك مهتر چترار از راه شکار در صیدگاهی
رفته و همراهانش بجستجوی صید پراگنده و مشغول بودهاند که امير الملك در رسيده وفرصت يافته بضرب کلوله
تفنك نظام الملك را که نسبت برادر علاتی با و داشت در شکارگاه بقتل رسانید و زمام اختیار وعنان ریاست چترار
را در قبضه تصرف خویش آورده آهنگ قتل غلام دستگیر خان نیز کرد و او که در آنوقت بخانه خود بود
از عزم وی آگاه گردیده رهسپار طريق فرار شد و در موضع دروش نزد کوکان بيك نام عم خويش پناه گزيده
روز بسر می برد تا که خبر ورود کمشنر در انپاز سحر کشته عمش شب هنگامى از خانه خویش از راه خفا بداد خواهی
نزد کمشنر اورا راه نموده است و اينك حاضر آمده وكشتر او را تسلیت ومژدۀ ریاست چترار داده است و سپه سالار
ماجرا را بذریعه عريضه بحضرت والا باز داشت وحضرت والا که ضمیر منیرش آئینه جهان نما واز نيك وبد
عواقب فراست آگاه بود و میدانست برای سپه سالار رقم فرمود که این نفاق در خاندان میر چترار بتحريك صاحبان
غرض روی روز افتاده است باشد با بنیاد هستی ایشانرا بباد فنا داده همه را نیست و نابود كنند چنانچه
در هر جا اهل اسلام را نخست دو چار نفاق ساخته بعد خانمان ایشان را تاخته اند الغرض ما در
نظام الملك مقتول از راه خون خواهی و استمداد نزد عمرا خان شده جبهه انتقام قاتل پسر خویش از وی معاونت
جست و بارادۀ اینکه او را مخشم آورده با خود یار و مدد کار ساخته امیر الملك را بمكافات خون پسر خود از مسند
ریاست چترار براندازد داستانی از آهنگ نمودن امير الملك بقتل غلام دستگیر خان خواهش زاده عمرا خان بپای برد شرح نفاق
و او که مژده و نوید عطای ریاست چترار را از انگلیسان برای خود شنیده بود توطئه نفاقی که زنی بوی التجا
خان بتحريك نموده بود کرده و خواهرزاده خود را نیز رعایت نکرده عذر نا معقول آورده بچهار صد ميل تفنك از ضعیفه ملتجيه
انكليسان خواسته از در کذب بوی گفت که حالا بخیمه اه فوج انگلیس رفته پس از مراجعت زمام مهام ریاست چترار را
بتومید هم و آن زن مردانه صفت کید عمرا خان را بفراست درك كرده از دادن چهار صد میل تفنك سر باز زد و عمرا خان
خدیعتی را که اندیشیده بود ابراز داده اسپانی را که آن زن با نوکران خویش سوار شده نزد او رفته بود تمام گرفته
او را براسپ لاغری سوار کرده مأيوس باز گردانید و او از راه پاس و هراس جانب دروش بر گرفته عمرا خان بعزم
تصرف کردن چترار لشکر جزایری از قلعهای آن زن مرد افکن رهسپار دروش ساخت و او تقرب سنگریگاه بعزم
رزم امير الملك ساخته وافراخته بود رسیده فریاد بر آورد و آواز بر کشید که ای مردان رزم جو و ای دلیران
کینه خو عمرا خان هتك حرمتم کرده و حقارتم نمود اکنون وقت آنست که مردانه بکوشید ودلیرانه رزم دهید
تا انتقام خفت و حقارتم را از عمرا خان بكشيد ودلیرانیکه در اندرون سنگر جای داشتند از اظهار و گفتار حيرت
بار آن زن بجوش و خروش آمده بخونرانه برلشکر عمرا خان که از قلعای آن زن در رسید حمله کردند و يكصد و چهل تن
را بخاك هلاك انداختند و از چتراریان مقیمه سنگرهفت تن مقتول و مجروح شده بقیه لشکر عمرا خان خایب و خاسر
گردیده عقب زانوی پاس و هراس نشستند و از وقوع این واقعه امير الملك رئيس چترار که از قتل برادرش برمسند
سروری قرار گرفته بود لشکر بسیار بجانب دروش رهسپار ساخت و انگلیسانیکه در چترار برای حصول مقصد
و مرام خویش مقام گزیده قرار داشتند در فتنه انگیزی و آتش نفاق افروزی باامير الملك شريك و انباز شدند
و عمرا خان از هزیمت یافتن لشکرش بغایت دردناك كرديده نامه از راه افروختن آتش نفاق وحصول و مأمول خویش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
