Machine transcription
(۱۰۵۰)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیرعبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
هر واحدی از شش تن گماشته شدند چهل روپیه مجموع همه در ماهی دوصد ونود روپیه وبرای مجموع دیگران در
ماهی سه هزار و چهل روپیه نامزد و نوشته از دولت عطا ومرحمت شد و هم فرمان رفت که بیست و پنج سوار نظام
از قندهار با محمد علی خان رهسپار خدمت شود و اوپس از ورود در قندهار بیست و دو هزار روپیه جهت مصارف
زاد و توشه همراهان خویش از خزانه قندهار با خود برداشته روی بسوی منزل مقصود نهاد که ان شاءالله بکار تعیین
ذکر تصمیم حدود پرداختن او در محلی رقم شده می آید
عهد نمودن
حضرت والا ذکر صدور امر اقدس بنام مردم تاجیک غزنین
بتعمیر بند
مخرویه در باب تعمیر و تسدید بند مخرویه واقع آنجا
غزنین
و هم در خلال مقال مذکور از عریضه حاجی محمد نبی خان مساح و ممیز اراضی و مزارع غزنین و مضافات آن
بگوش داد نیوش حضرت والا رسید که پنجاه هزار جریب زمین قابل الزراعت که جداول همه از سبب خراب شدن
سدیکه جهة ذخیره آب در زمان باستان بند و آباد شده بود خاک انباشته گردیده بیاب گشته است و از مساحت
کردن و غیله جریب آوردن آن مردم تاجک شوره فغان کرده زبان داد اظهار و بیان همی کشایند که چون سد آب
خراب و این اراضی یباب شده اند عرض ایشان را بمجمع فیض مجمع رسانیده استدعا نماید که اگر حضرت والا
همت شاهانه را مصروف تعمیر آن نماید هر آینه رعایانز در مخارج بادولت شرکت و معاضدت نماینده و پس از اتمام
و اختتام کار مالیات آنرا که زراعت نمایند بدولت میرسانند و دولت عوض مصارف خویش همان اسم جاوید را
که بیادگار میماند بشمار آرد و حضرت والا قبول خرج رایگان را از بیت المال مسلمانان ننموده در روز ششم مذکور
مادرجب حاجی مزبور را فرمان کرد که با بزرگان مردم تاجیک در کار تعمیر سد مخرویه که خواهش کرده اند سخن
راند که اگر دولت آنرا آباد کند همانا آب و اراضی موات همه از ان دولت شود واگر چنانچه ایشان داغی شراک بندند
بقدر توان و استطاعت و استعداد خویش از نصف و ثلث و ربع مصارف آنرا بپذیرند و بگویند معروض دارند تا پس
از تعمیر و اتمام سد مذکور بقدر زریکه صرف نمایند در آب و زمین سهم و شريك دولت آیند و مردم تاجيك از صدور
این منشور بمتعنک اندیشه پویند نرسیده دیگر اظهاری نکردند تا که در عهد سلطنت ذی درایت و کفایت
شهریار عدالت آئین اعلیحضرت سراج الملة والدین که بسی از بناهای امور بزرگ بتوجه رای وزین و سقرائی بنیاد
و آباد گشت چنانچه بیاید میرزا عبدالاحمد خان قوم تاجيك که از صدور این منشور حضرت والا آگاه بود و از پستی
بمدارج معارج علیای استعداد و هستی رسیده منصب نیابت استیفای دیوان اعلی یافت بعرض رسانید و شهریار
ممدوح که مملکت را جسم و ملت را بمنزله روح است عرض او را پذیرفته واو مخمت خرج تعمیر آن سد سدید را
بر عهده خویش و هم چنين يك خمس را برذمه مردم تاجيك نهاده سه خمس مصارف تعمیر آنرا اعلیحضرت موصوف
از جانب خود از وجه عین المال وجهة همت فرمود و مجموع صرف آنرا پنج لك روپیه سنجیده و از میرزای مذکور
و قومش سند اقرار بقرارداد مسطور گرفته و عوض صرف يك لك روپيه حصه مردم تاجيك يك كردن اندرون
سدرا که جای ذخیره آبست بر عهده ایشان نهاد وسه لك روپیه نقد از خزانه عین المال بدفعات بمیرزا عبدالاحمد
شرح عهد
نامه بزرگان خان عنایت فرمود و میرزا عبدالاحد خان چنانچه در جلد چهارم بیاید در شب هفتم ماه صفر سال هزار و سیصد و
قوم اندر که سی و دو از دست جماعه دزدان کشته گشت و مقارن اینحال علی محمد خان بن رسول خان اندری عهد نامه بزرگان
در وقت قوم اندر را که در وقت تمرد و طغیان ورزیدن و بغاوت اختیار کردن ایشان بخاتمه عداوت دولت نگار ماده
بغاوت ایشان و عبدالله خان و مومن خان و قاسم خان و گل خان و شاه مقصود خان و اسمعیل خان وحنیف خان ومیر دل خان
نگار داده و عبدالله خان غیر مذکور و دین محمد خان و رحمدل خان و عبدالرحمن خان و نیاز الله خان و غلام محمد خان و مهرو خان
خاتم نهاده و شاهجهان خان و حیدر خان و دران خان و دین محمد خان غیر مزبور و الله نور خان و میرزا خان محمد خان و بهاءالله
بودند خان و یار محمد خان و خواجه محمد خان و اسلام خان و محمد علی خان و سراج خان و دلاسا خان و حمزه خان و فیض محمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
