Machine transcription
( ٨٠٧ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
علیا درک سعادت نموده بعطای خلعت گرانمایه و منشور بزرگی قومش سرافراز و ممتاز گردیده از خصلت مرامنهت
شؤن و استدامت تصدیق خدمتی که بدولت کرده از افسران افواج قاهره حاصل نموده و بحدودع منشور شده و ضبط
شرح سلوک دیوان دار الانشاء گفت و صعدر آثای ناظر اینجا بشرح رفت محمد یعقوبخان کپتان و محمد عمر خان تاجلدار و عبدالرحمن
سپاهیان نظام خان کوتوال سوار از افعال سپاه نظام مقیم ناهور شتوى و نوشتمین در اشترنی و لعل و سر جنگل و اندازم بمرکز دراز کرده
و غیره با مردم مال و متاع و نقد و جنس ابنای هزاره کان دایزنگی اطمعد کوزه با کرشند و همچنین بغداد امناء جند الاسلام که در آنخاب
هزاره بافواج نظام مقاومت با اهالی نامیای هزاره جات زینکی شاد خسارت زیاد اراضی و عقار و قلعه و اشجار و مرع، موضع ناله
محمود قطی را رسانید و هم میرزا فضل الدین خان عامل و نویسنده هزاره چاقوری دو نقره شوهر داری را
در کنار کشیده متصرف شد و هم ابوالفیض نامی از پیادکان نلبا فوج نجنیبری در شهرستان خانه که صاحب آن حاضر
نبود در آمده از زنی که در اندرون خانه تنها کشت بود نان خواست و آن ضعیفه که آرد اون نان عاجز بود و در جوان
روز غارش هیچ نداشت زبان الخاغ عذر نمود وابو الفیض از غیظ بر آشفته کوشواره سیمینی را که چند فلوس بها داشت
از گوش او بقهر و عنف کشیده در کیسه از خویش انداخت و درین کار جنرال شیر محمد خان و نایب پادشاه گل خان
از این کار ناسزاوار ابوالفیض آگاه گردیده گوش واره را همچنانکه ربوده از وی گرفته بآن زن مسترد کردند
و اینکاه که حضرت والا از ماجرای جور و تعدیات مذکوره از عرایض حکام و قضاة هزاره جات اگاه کشت غمانه
عتاب با فسران نظام را ارقام نموده شیه و تنبیه فرمود و از جمنه ستمگاران میرزا فضل الدین را در کابل طلبیده
گرفتار شدن بحبس مجبوس نمود و مقارن ایجاب محمد علی نامی در عصر هنگامی فراز نام مسجد فوج نظام مقیم کنراب به شیوه
محمد علی نام امیران و اعدام سپاهیان با باون چمن نام و بی زبان پارسی و افغانی و هندی سخن گفتن آغاز رشیده و چون
جاسوس حضرت والا از عرایض وقایع نگاران هنده بجاب زمانمورد جاسوسی شدن مرند نام انگلیس آگاه گشته بنذریعه
اشتهار قامت فکر گدایان و افسران و مدیر داران برانگیزه ان دی شال اوره اریخمن و زردخانی جهنم ومورد اعدام
شناخته بود کپتان عبد الصمد خان او را مطابق چیره مندرجه اشتهار دیده محبوس به کابل قبل نمود و مجدد بنوقت
بحوزه ساله جوزده از هجوم میکنده موضع دیر بن کشور هند که زبان هندی تکلم می نمود و از دیگر السنه واقفه
نید باری علاقه هزاره جاغوری بت مقدرت کپتان محمد حسن خان مقیم سنك ماشه افتاد بدون ترد او اظهار کرد
که از هند جهة حصول بعضی از روئیدنیهای جبال این مملکت آمده است و اوبش با چندین فلوس دادن لهزاره جاقوری
که نایب پادشاه کل خان چنانچه گذشت بدان تفویض کرده بود در کابل فرستاد . تا مبادا، جاسوس باشد. او هم درین
ذکر انتشارات هنگام که امر تعیین حدود بسرحدیه در بین بود کار گذاران دولت انگلیس نامها بمردم مهمند و غیره طوایف
اشتهار دولت ساکنه سر حد فرستاده مژده و نوید آسایش نمودن ناز آن دولت بایشان در اند که هر قدر نخواهید از دولت افغانستان
انگلیس در وارند و بانجذیر حاصل نماید بدولت انگلیس متماعلی آن بایشان میدهد بشرط اینکه رضا نامه اطاعت بدولت
بین مردم
سرحدی انگلیس داده از انقیاد دولت افغانیتان سرباز زنند و هم برای حصول این مدعا اشتهار بسیار در بین
مردم افریدی راه افتاد قریبال داشتند و چند قطعه الی این اشتهار را بعضی از بزرگان قوم مهمند که
بواسطه حق اتحاد اسلامی و اتفاق قومی و حمایته ملی را میدانستند و از وخامت عاقبت کار بی اندیشه بد نزد لعل محمد
خان لعل پوره آوردند او او همه را نزد سپه سالار غلام حیدر خان فرستاده وی ارسال پایه شریر خلافت نمود
و حضرت والا بمشابه تأسف بصفحه تأسف رقم فرموده بسپہ سالار فرستاد که اکر چنین عادت از دولت نمیداشت
وابر پاشی و فساد افسون نفاق در بین ملت اسلام و غیره نمی انداخت چگونه کشور هند وغیره ممالک اسلامیه را
تصرف نموده بنجه استیلا محکم می نمود و از سر حدى که سر حد ذاتی افغانست است اجرنای افاغنه پیش نقمانته پشاور
و غیره جات وسند را با مضافات آنها بل لاهور و ملتان و کشمير را قابض میشد و املاک و اراضی و جبال خودقوم
ابنا را بدولت افغانستان حصه وتقسیم نموده در زیر حکومت خود میشمرد و این نیست مگر از همین نفاق اندازی
آهن دل ، عدم باتفاق و حقوق ناشناسی جهله ملت اسلام که آب روان را بر مراه فایق و ثنای کامیاب ساخته باشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
