Machine transcription
(۱۰۱۳)
( جلدسوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
که خداوند از کنندم نمایان جو فروش دروقتی انتقام کشد وملت اسلام را ازراه هدایت بهم آورده اتفاق واتحاد
بخشد وحالا که درظاهر باما درآشتی کوفته وخاشاك مفاخرت را بجاروب دوستی روفته ومكتوبات باطنی خودرا
در زیر پردة يكجهتی نهفته است درین اقدامانش چیزی گفته نمیشود تا که خلاف جوش او بظهور رسد بعد
هر چه خواستۀ خداست بروی روز خواهد آمد فقط ومقارن اینحال درروز بیست وهشتم ماه ذیحجه حاجی محمد
علی وحاجی اسمعیل وحاجی آقا ومشکی محمد نامان حجاران وسنگتراشان مشهدی که میرزا یوسف خان وقایع نگار
بامر وفرمان حضرت والا بجهت رواج صنعت حجاری از آنجا در کابل فرستاده بود وبعضی ادوات ازقبیل مصباح
ودوری وديك وغيره ظروف برای دولت ساخته وچند تن ازمردم کابل را صنعت سنگتراشی آموختند از حضور
انور والا رخصت مراجعت یافته و هرچه از تنخواه ایشان درنزد دولت مانده بود بتمام گرفته درمشهد رفتند
وهمدرینوقت حضرت والا ازعریضۀ حکمران قندهار آگاه گشت که مردم بلوچیه سکنۀ خاران چند تن از
زنان و دختران هزاره را خریده ازراه تجارت جانب موطن ومسکن خود می بردند او ایشانرا از بردن آنان
منع کرده همنوا نگاهداشته است وحضرت والا در روز بیست ونهم ذیحجه بردن اماء وعبید(۱) هزاره را ازفروختن
بمردم خارجه قدغن فرموده امروتاکید نمود که هر که بخواهد غلام و کنیز هزاره را درخارج مملکت ببرد
نگذارند فقط
رخصت
مراجعت
یافتن سنك
ترا شان
مشهد مقدس
(۱)
اماء و عبید
كنيزان و
غلامان
وقایع سال هزار وسیصد ودوازده هجری مطابق یونت ئیل ترکی
وقایع سنه
۱۳۱۲ هجری
نبوی صلعم
در روزغرة ماه محرم اینسال فرخنده فال خجسته مآل حضرت والادوست محمدخان نوابی را که از پیش اشارت رفت
بازداده از عطای اختیار اجرای عهده امن از امور تجارتی صرافرازی ساخته بيك بنواخت و مامور اقامه ببندر
كراچی نمود ومحط خاص بنى رقم را بوی تفویض کرد متبکه امیر عبدالرحمن هستم این عهده فقره را
دستخط کرده سپردم دوست محمدخان کرده حکم نمودم که هر قدر منفعت عاید شود چهار حصہ آن حق بیت المال بوده حصہ
پنجمش اجوره ومزدخدمت دوست محمد خان باشد و هم يك لك وپنجاه هزار روپیه انگلیسى جهت اجرای امور تجارت
بعضی از تاجران از دولت باو عنایت فرموده امر کرد که درکراچی زد او حاضر وموجود باشد تا هر که ازتجار
افغانستانی را احتیاج بوجه نقد افتد از بنوجه گرفته رفع مهمات خود کرده منت کش غیر نشود و هم بغایت تجار
قندهار را از مامور شدن او درمان کرده از دستورالعمل باج وساه (۲) آگهی دادو محمد دیفروز مجدالدینخان
نورزائی از قلمبر حاکم سابق محشر مامور حکومت آنجا شد وحضرت والا در سالی هزار روپیه برای او تنخواه
مرحمت ومعين فرمود وهمدر روز مذکور حضرت والا صفدر خان ونواب خان وشيرجانخان قوم لكند خيل
را که نسبت هم زادگی بشبیه الار داؤد شاه خان عهد امارت امیر محمد یعقوبخان ومنصب کپتانی داشتند با سلطان
محمدخان وکرنخان وجلاد خان وجمعه خان نامان قوم وخویش قریب ایشان ومحبوبخان قوم سپهالار حسینعلی
خان عهد سلطنت أمير شيرعليخان مرحوم حکم اخراج فرموده میرزا محمد حسین خان وميرزا عبدالرؤف خان
کوتوالانرا فرمان کرد که محبوبخان را جانب قتغن و هريك از دیگران را جانب مقامی اخراج کنند وایشان
هر کدام را بمقام مامور به فرستادند ومقارن اینحال درروز پنجم ماه محرم حضرت والا نورمحمد خان بن محمد اعظم
خان اجك زائی را ازعطای دوهزار روپیه تنخواه سالیانه مرهون وممنون احسان دولت نمود و هم در خلال
احوال مسطور محمد زمانخان سرتیپ پیادگان ساخلو که باسپاهیان تحت رایتش دست بی ناموسی بزنان ودختران
مردم بلخ در دراز کرده پرده عصمت دریده و از عرض واستغاثه مردم آنجا بفرمان طلب در کابل آمده بود
محبوس زندان سیاست گشت ودر روز مذکور ماه محرم ملا عبدالقدوس خان قاضی آنجارا فرمان رفت که سپاهیان
ستمکار زیردست سرتیب خیانت کارچون سیف الدین وحیدر وعبدالديي وعباس وشمس الدين نامانرا که مرتکب
فعل خلاف شریعت سيدالمرسلین شده اند محبوس وروانه کابل نماید واو محمد حسن نام نجمیه رابا دادتن دیگر
که زنان منكوحه مدخوله ابتدا را حیدرو شمس الدین مذكوران متصرف شده بودند کسبل کابل نموده بمؤاخذه
مامور
حکومت
محشر شدن
مجد الدين
خان
(۲)
ساو باج و
خراج وحصه
سیم و طلای
خالص را نیز
گویند
ذکردادرس
و سیاست
حضرت والا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
