Machine transcription
(۱۰۰۲)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
ذکر تمهید
حضرت والا
در باب نساجی
اشیای پشمی
شرح خدمات
میرزا محمد
حسن خان
و ممیزان
قندهار
مشمول
عواطف
خسروانه
شدن میر افغان
ایبك هزاره
و غیره
مشمول عفو
خسروانه
شدن ملا
یوسف
رستاقی
کار گذاران دارالانشاء که بایشان آشنابود دیگر در معرض پرسش نیامد و همدر روز مذکور ماه مزبور حضرت
والا دیوان سدانند ـ دفتر تشخیص قندهار را فرمان فرستاده نگار داد که گوسپندان قوچ لیدنی بفرمان طلب آزراه کشور
هند در کابل رسیده اند و پشم آنها بمصرف ماهوت سازی و فلالین بافی میرسد و میباید صوف زیاد در کارخانه
نساجی دولت فراهم آید پس دوصد و پنجاه رأس گوسپند سپید وماده و جوان از رمه داران کوچی قندهار خریده
از راه هزار جات بکیل کابل نماید اما بنیاد این کارخانه نساجی و غیره صنایع جدیده را حضرت والا بجهت فوائد
عموم ملت افغانستان نهاده در پلان کار چنانچه بیاید اعلیحضرت سراج الملة والدین بسباق ، پدر اساس نهاده بـسر
تمام نمود . اجرا فرمود وهمدر خلال واقعاتیکه بشرح رفت بمـساعی جمیله ممیزان و کوشش میرزا محمد حسن
خان اضافه از وجوهیکە سابق ازدرك افزونی عمل املاك خالصه و ضبطی قندهار و غیره برذمهٔ میرزا غلام صدیق
خان سر دفتر مقری آنجا چنانچه بگذشت ثابت وحواله شده بود بیست و هشت هزارو چهار صد و پنجاه و پنج
روپیه نقد و سیزده تن از دختران هزاره که بکنیزی بدون اشترا و ادای محصول ازباب ملك یمین متصرف شده بود
برذمهٔ محمد صدیق خان حاکم تیرین ثابت گشت و هم میرزا محمد حسن خان پنهانی چهل و دوهزار روپیه از درك
افزونی عمل وجوه شاه گنج وسوق الدواب وصابون خانه و ده هزار روپیه در عمل کفش و کلاه و دو هزار و
دو صد روپیه در عمل نصوار فروشی وابریشم فروشی و یکهزار روپیه نقد و پنج صد خروارغله در عمل خالصه و ضبطی
بروی روز آورده بالاتفاق خدمات خود را معروض پایهٔ سریر سلطنت نمودند و حضرت والا فرمان کرد که وجوه
خیانت محمد صدیق خانرا حواله و حصول کنند و در باب خدمت میرزا محمد حسنخان رقم فرمود که حضرت والا
از حسن خدمت گذاری وصداقت شماری او مشعوف شد ومقارن اینحال محمد نادر خان بمیزان عرض واستغاثه
رعایای مردم اچك زائی که محمد یعقوب خان اچكزائی نسبت بایشان جور وستم زیاد از قوه بفعل آورده بود
محمد صادق خان برگد نظامی را بحسب احضار او کرد واوسه تن از سواران نظام را کشته وی از حکومت سر برتافته
نیامد تا که سربلند خان ممیر با پانزده تن سوار رفته اورا در قندهار آورد و درینبان کار از چاکی وصفائی هار دوعالم
گردیده بامر وفرمان حضرت والا محبوس گشت و هم در روز بیست و دویم مذکور حضرت والا در فیض و مرحمت
بروی اقیا لبيك هزارهٔ سه پای دای زنگی و پسر و برادر زادگان و عموزادگانش که از راه وصلت دختری را از
ایشان برای خدمت حرم محترم پادشاهی چنانچه بگذشت گرفته بود کشوده درسالی هزاره و دوصد روپیه برای خوداو
و در ماهی هفتاد روپیه برای هر واحدی از محمد محسن خان پسر او و محمد حسین خان ومحمد یوسف خان برادر
زادگان او وعلی اکبروسکندر عموزادگان او وقنبربيك و محمد حسن بيك پسران علی اکبرمذکور ودرماهی سیزده
روپیه وثلث یکروپیه برای هر يك ازسه تن نوکران او مجموع سالیانه همکنان ششهزار و پنجصد و چهار روپیه باسم
تنخواه معین فرموده امر کرد که ماه در ماه نقد از خزانه ببرند و همدریتروز دو هزار روپیه برای محمود
خان بن رسول خان کاکری که فرار سند بود و از آنجا بفرمان اجازت چنانچه بگذشت در کابل آمــد
باسم تنخواه سالیانه مشخص نمود وهم درسالی سه هزار روپیه برای محمد اسمعیل خان بن سردار سلطان محمد خان
مرحوم که فرار هند بود وبفرمان اجازت در کابل آمد معین گردید واو در پلان کار مامور سفارت هند گردیده
آنگاه که بفرمان طلب از راه لغمان چنانچه در جلد چهارم این تاریخ رقم خواهد گشت در کابل خواسته شـد
کفران نعمت کرده نیامد و در هند با انگلیسان وهندوان همجوار ومقیم گردید وهم مقارن اینحال در روز
بیست و پنجم ذیقعده ملا یوسف خان رستاقی کوتوال سابق قندهار که مامور تحویل داری اسباب کارخانه نجار
شده مصدر خیانت و خسارت بسیار گردیده معزول ومواخیش موقوف گشته بود مشمول عفو شهریار جریم
بخش عذر پذیر آمده هزار روپیه تنخواه سالیانه اش برحال و بکتاب خوانی محفل حضور انورمامور وسرافراز
گردید و در شبها بمجالس خاص کتب تواریخ وغیره را او قرائت همی نمود تا که باز مرتکب امر خلاف شـده
پس از چندی منکوب ومخذول بار شده افقر طالمش در حضیض وبال افتاده از کتاب خوانی محفل حضور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
