Machine transcription
صفت ظا آواینده چون
لانه صفیر تیر زدن زا صدار تودست
و در بین است خ و در سابر اواز مرغان
قلقله بغلقو تحرک و اضطراب بیقراری
پنج حرف در حال سکون که مجموعه
اند در دو لفظ قطب جد یعنی اج د وجه
صفت غلغله دارند
تفشی پخشانیدن با را و گرد صفت شین است
استطاله دراز مخرج که صفت ضاد است انحراف
برگردیدن از یکطرف بدیگر طرف که صفت لام ور است
حفظه که با بپزبان مایل ع قطان
تکرار مکرر کردن یعنی آهنی جزئیکه در دفعه کثر شیوه
شود قابل کنند تا جفا پوشید و چور کنت دو هرگاه
قار زبان حق در انجاه ندار در جزوقت ادا کردن
خفایت را دو میشود در سلته چهار
با صفیر طیر دارد شبه را و سین وصاً
حرفهای قلعت د قطب و با ندای بابا
شنتفشی وصفت بین و صاد حرف طویل
لام ورأ شد منحرف حفظش برای امین
پس بود را قابل تکرار و اخفا یش وجد
علیم این دو صفت لازم از برای کتاب
بیان حروف مدالین واحکام
انها و اقسام هر یک وتقسیم در قر
۲۲
پنج نون بو د صفت عشایکه
بحقابی ست نه صفات بابی در بخمی اوردنی یعنی ادارا
کردان قاری لازم از تکرار شیوه کننده خود را نگاه
دارد که خطای فاحش است که تختی در صفات متضاد
دانستند که هیچ حرفی بهیچ و صفت خالی نیست میده
و صفت غرضدی دارد آن نه صفت باده از سفا
و صفتهای شمال دو شه ست که شرح صفت از صفات
متضاده ضرورتیست داند در حرف
تنفشی وضاه بطاله اللام و را
انحراف یعنی این حروف
صنف بعضی را باز میتر
بکشیدن صوتی یعنی نرمی
آن باین معنی در زمان مخارج
بیان کردم در وقت مجرح مجیح
ندانت بلکه د پیو خلاق
خلق
ل پیوسته باشد بمدی که در حرفی از حروف تجی واقع شده با مداد ی از حروف تنجی با مدادی را بعد با شد که بپزمد ی بعد پیوست باشد که بمدی که در جرفی از حروف تجی واقع شده با مدادی در حرفی که مدادران جاریت
لئے پیوند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
