Machine transcription
۲۷۶
شعله تیریکه در آورد عرق جست بران سوخته خرمن حرق
فتنه محابای بلائی نکرد کرد خطائی و خطائی نکرد
القصه ملک چون بر سر شکار رسید و او را با سینه مجروح
و با دل پرخون بدید سخت غمناک و متاسف گشت و
بناخن ملامت چهره ندامت خراشیدن گرفت. وازان
تهور و عجله که موجب تحسر و خجلت بود متالم خاطر گشته
خارکن را عذر بسیار خواست و جهت مرهم بها هزار دینار
زر سرخ ارزانی داشت. و عنان انفعال بجانب دارالسلطنه
بر تافت بدر صومعه زاهد یکه دران شهر بعفت و عبادت مشهور بود
بلکه در عالم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
