Machine transcription
۲۷۵
و این پادشاه شکار دوست بود. روزی در شکار گاهی غزل
نشاط از چپ و راست میتاخت. و نظر عبرت بهر جانبی
می انداخت. دران حوالی از وحوش و طیور صیدی ندید و
جانوریکه شکار شاه را شاید بنظرش درنیامد. ملک ازینصورت
متحیر وار مینگریست. قضا را خارکشی از غایت احتیاج و مسکنت
جامه از پوست آهو پوشیده دران میدان خار بسیار زده بود و
ملک
از تعب آن شغل نیک مانده کشته در پهلوی سنگی تکیه کرده چشم
گشا
اندو بروی افتاد و گمان برد که آهوئی باشد خدنگی دلشکاف بروی
مثنوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
