Machine transcription
۱۰۷
نموده بود فراموش نموده با جوان رهگذر عهد تازه بست
واکثر عهد اهل زمانه بی کم و زیاد چون عهد زن دهقانست
که تجربها شده و از عهد سست شان عالم یادگاریها
مانده است چنانچه زن دهقان پیمانه مجاز اسنگ بیوفای
و بدعهدی شکست و چون جوان آنرا مایل خود دید گفت
ای جان جهان فرصت غنیمت دانسته برخیز و نزدیک
من آی تا ترا سوار سازم و تا بیدار شدن دهقان مسا فه دور
قطع راه کنیم زن سرد دهقانرا از زانوی خود برداشته بر روی
خاک نهاده چست و چالاک بر عقب جوان سوار شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
