Machine transcription
۱۰۸
دست اعتماد بر کمربند محبت افوزد - درینحال دهقان پیدا
شد جوانی را دید سواره ایستاده و زنش دست وصال
در کمر مراد اورده - دود از نهادش برامد و گفت بیت
یار من با آن دوستان برداشت
مهر و پرینه از میان برداشت
اخر ای بیوفا این چه نقش است که بر انگیخته - و این نیرنگیست
که بابد عهدی ساخته - زن گفت افسانه مخوان و فسون مدم
که از خوبرویان حسن عهد طلبیدن همان خراج دارد که سیل را
باثریا جمع کردن و از جفا پیشگان وفا چشم داشتن چنان باشد
که نهال گل در آتش گلخن کاشتن - و تو مگر نشنیده که گفته اند
کوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
