Machine transcription
نسخه سویم عبر الوقایع صفحه ۵
امراء و امراء او را سست دل کرد و مرحوم حاجی آقا خان وزیر را با عبدالرشید خان افغان که پر سادیریت
ایران میرفت گشت و خود بحکومت هرات پرداخت و برادر خود کهندل خان با لشکری زیادی بجهت تسخیر
غوریان فرستاد و بعضی خوانین خراسان را ضمناً با خود همسرت و بخیال تاخت و تهیه عمل در پی لشکر کشی
بصوب خراسان نمود و از طرف دیگر محرک رحیم خان حکمران خوارزم شد که او لشکری برداشته بسرحد ایران
بتازد توضیح انکه وزیر فتح خان پسر مرحوم پاینده خان بارکزائی بود و اینها چند
برادر بودند فتح خان و پردل خان و شیردل خان و محمد عظیم خان و دوست محمد خان و یار محمد خان و عبدالجبار خان
و محمد زمان خان ۸ و چند برادر دیگر همه دلدان پاینده خان بودند و مرحوم پاینده خان پسر جمال الدین خان
که آن مرحوم از افاغنه بارکزائی و بزرگ ایلات مالدار پایان و کوهستان نواحی قندهار و کابل و مرد حسابی
بوده است و مکتبی داشته پاینده خان روزی گوسفند زیادی فروخته و در جای نشسته پول ما را شماره میکرد
شخصی از اهل الله بلباس معمولی مترددی انجا وطن رسیده و بر او سلام کرده و گفته پاینده بادشاهی
خواری چریه لیه دز که ائم پاینده خان سر را بلند و نگاهی کرده اما جواب راکستی بآن شخص نداده مجدداً
مشغول حساب پول شده او باز همین سخن را کرده پاینده خان گفته سوایه نرجه ما نپر یژه اخپول روپئے
حسابہ کم آن شخص باز اظهار فرموده نزه روپی نغوارم فقط و تا پښتون دئم چه پادشا ہے قرارہ
زنات در کیم یایه پاینده خان گفته ہو چه بادشاهی از ته پاختبار کر دہ ولی نه در که پٹکہ چه از تا د لاس بخن
یزه قرارم انشخص قول داده رفته پاینده خان شب بخیل خود آمده اینمطلب را با قوام و عیال خود صحت داشته
زن تازه او که خیلی محترمه و عاقله بوده دارنمال پر دارانی و اموال زیادی داشته مردانه همت می گمارد بر اینکه
دختران بزرگان قبایل و طوایف افغان را بهر شوهرش خواستار شود و با کمال جد و جهد با خیال قدام نمود
و چند دختر از مردمان محترم بنکاح شوہر خود درآورد و آنها را با اینطایفه مربوط ساخت و خود بنظم امور زندگانی
پرداخت و مواظبت کامل داشت چنانچه روزی یکی از کنیزان خادمه شومی ریکی با پاینده خان برویه وضع نا
شأن نمود این عیال محترمه بہنگ عزمت خان را خلاف قانون وضعہ مقصود خود دانست فورا انگشتهای آن
کنیز را برید پاینده خان از بیحرمت او ترسیده بحد ما دست و پا براه راه گرفت و اهالی قبیله و زنان و مردان
از آن زن با غیرت همت بند حسابی میبردند رفته رفته ریاست و اقتدار شان افزود شد بزرگ طوایف آن ساب
شدند خداوند عالم زنان حالیه دنیا را که موافقت با برآ شوہر عاقل ندارند و ترقی شوہر را نمیخواهند تصدق
خاک قرآن نوع زنان محترمه نماید با لاتر ازین ترقی خواه و دولت خواه شوهر دیگر زنی نخواهد شد که برای ازدیاد
آبرو و اعتبار و طلب ریاست این زحمات را متحمل شود و از مال خود مخارج نماید و بهوه بیاورد زیرا زنان حالیه
پول در تحت میخواهند و خواہر خواندہ بازی دارند و مهمانی زنانہ می پردازند و بخیال آن نمی شوند که شوہرشان دارد
یا ندارد مردان حالیہ دنیا روز تا بشام مبتلای امر معیشت می کوشند در هر قسمی می کوشند که لباس زنان میشوند
اما افسوس که اگر پیراهن چلواری کسی بر خود بخرد خانم اندرونش دو دست بکاس چاری و دود بکاسان شرد
میخواهد
و کہندل خان
در سرحد اسفزار بخیر الیا
طلائی و پسر محمدخان
و پیر محمد خان و رحمدلان
خواری چه در که ائم
یعنی بادشاهی بخوابی
که بتو دهم
سوایه ........
یعنی چه میگوئی تو که
میکذاری پول خود
حساب کنم
نزہ روپی نغوار
یعنی من پول نمیخوام
فقط ......
یعنی از تو میپرسم
پادشائی میخواهی تنشرین
بدہم یا خیر
ہو چہ ........
یعنی بلی ہر گاہ پادم
با ختیار تست چرابہ
پٹکہ بیکا از دستم
می شود من بخوایی
نتیجه دختر بریم عملی
جوانشیر کیر لوی تز
را با نواع تحامل بنکار
پاینده خان در آورد
مرحوم امیره دوست محمد خان
او متولد شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
