Machine transcription
نسخه ۱۲
خاتمه
صفحه ۵۳۰
دست بت پرستی و شاه پرستی ملت محترم ژاپون بهترین قواعد سلطنت وقت زمان حال است در حقیقت جای افسوس است
که انچه را صاحب شریعت مطهره اسلام بحالت بی اتفاق دستور العمل فرموده پیروی نکرده و نمیبکنیم که بهترین قواعد و
محکمترین قوانین دل پسند خلق عالم بمملکت و ملت مسلمانان دیده شود و متمدنین بعهود ایشان مبین و نضرا میان اروپ عموماً
از طریقه و رویه پیشوایان صدیق و حکیم ما مات و متفکر بمانند و دعوی امتیاز و برتری در هیچ باب نداشته باشند پوشیده
که این مختصر سلیقه و آداب و قواعد ملتی و قوانین و مراسم دولتی که در هر یک از آنان جاریست یقیناً از اصول و تقلید شریعت غرا
محمدیست که بانواع و سایل تحصیل و تحقیق نموده بدان رویه رفتار و پیروی میکنند و از پرتو فیض مذهب اسلامیان که بکدام
آنجا دارای امتیازات گوناگون شده لذت زندگانی و جهانداری را دانسته اند دیگر معلوم نیست کدام یک از دول ملل مقتدر
روی زمین بلکه فیصرف نظر از مذاهب مختلفه آبائی خود نموده مردانه وار پابه ایه شریعت مطهره اسلام خواهد نهاد و فروعات مذهب بت پرستی
دار اخواهد شد که پشت پا بوجود و نابود عالم زند و تجاوز از این صراط مستقیم نموده بیرق شوکت و اقتدار دین نبوی را برافرازد و سلام
واقعی باشد و شیعه وسنی را معلم و دلیل راه هدی گردد و نفاق کین آئینها را از میانه بردارد و یکیک را تشویق باتفاق و خیرخو
یکدیگر و ترغیب بانجام اوامر و نواهی صاحب شریعت مطهره نماید زیرا امروزه دعوی سکنه مسلمین عالم بر سه قسم است اہم است
وفعل است و حرف معنی اسم آنکه بپرسم ملل مختلفه عالم از قواعد و طریقه خود و شناسایان دور و نزدیک خود خارج شده
و یا کلمه توحید از کسی میشنوند او را مسلمان خطاب میکنند و در صدد تحقیق دیگر نیشند از اینقرار خیلی مردم در اطراف و اکناف
عالم موسوم مسلما میباشند فعل آنست که مختصری از خواص و علماء و صلحا و اعیان ملت محترم ما بجا آورده می آورند و حتی المقدور
موافق احکام الله رفتار و عمل مینمایند و از این قبیل مردم اندک قسمتی تعیین شده اند حرف آنست که بنده مؤلف و اغلب اما
بنده بانواع لباسها ملبس و اقسام طریقه و رویه را پیش نهاد خود کرده دعوی اسلام نموده حرف مسلمانی میزنند اما بقول مولانا
ملای روم که گفت در حکایت شخصی مدعوی مسلمانی او کوزغز کره شناسی نیم شب من شناسی عمر از بولهب و حافظ علیه الرحمه
میفرماید کر مسلمانی ازین است که حافظ دارد وای اگر از پی امروز بود فرداي قَالَ اللَّهُ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحِ
وَذَكَرُواللهَ كَثِيرًا از این و قع دین محمدی بروزگار نگذره ماند و باقی دیگر باد رفت به د نذوره ذرة مه طلسان و لمرا
یکزده دیگر هست تا قسمت که باشد پس خداوند خودرحم فرماید و مارا از خودستائی ودنیا فریبی وشیطان پرستی محفوظ دارد و انبه
کند بانچه میخواهد چون می فرماید یَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْ وَعْدُ اللهِ حَقٌّ فَلَا تَعُرَّنَّكُمُ الحَيَوةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ
الغرور کنون میروم برسردهام دہم شرح حال دو کشورستان یکی شیر فرمان صحرای چین یکی فیل پر زور مغرب زمین
که چون گشت پیش آمد روز گار مغلوبی غالب در آن گیرو دار پسران چنگ در پا وقت شکست که از هم دو شکر کشیدند دست
زیس عرصه رزیک و ور بود از ان پنجهرا میسرا طور بود ولی انتظارش زحد بیشتر که دست که خواهد شدن قویتر
مصاف جہازات در بحر چین چه خواهد نمودن بطور یقین کجا جنگ آغاز خواهد شدن در صلح کی باز خواهد شدن
سفاین کجا شد بهم روبرو از ایشان بود فتح یا بر عدد در این فکر و شش بشیر قوی دین در اکوشش بزنکواف چین
بهنگام شورش نابگای تافت رسیدش یکی بد خبر تلگراف چو از قصه جنگ اگاه شد دل بسپهر کوبش زغم کا شد
ز غیرت برآشفت امد بخروش دگر باره آن نامه از خویش فوم چنان گشت مایل حال خود که بگریست در دل بر احوال خود
اسف داشت آن قیصر نامدہ چو بر فتح خود بود امیدوار ندانست کاین رزم پرشور و چنین میکند قتل نوع بشر
دل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
