Machine transcription
نسخه ۱۲
خاتمه
صفحه ۴۸
جناب (شارژ دافرم) بسفارت دولت روس بظهران بخراسان عوض آنکه شماتت دیده و بستگان سرزنش
شنیده خود را با زد یا و مواجب و مداخل بنوازند اقدام بتخفیف مخارج خود کردند و اول کسیکه مواجب او را
قطع کردند مؤلف بود که در اینز ای مجادله و مقاوله با اجزاء طرف مقابل روس و زدوخورد با کاشتگان دولت
انگلیس این انعام و محبت از جانب قونسولگری دولت بهیه روس بخراسان در باره مؤلف منظور شد لطف سخن
اینجاست که بهنگام مسافرت شارژ دافر سفارت روس بخراسان وزیر مختار انگلیس از طهران عازم انگلستان بود اما نظر
بخیالات خورگان داشت که شاژ دافر روس محض پیشرفت امور سیاسی بخراسان رفته بآن ملاحظه رفتن فرنگستان را
از راه خراسان قرار داد و با طمطراق زیادی بمشهد ورود کرد و در چند روزیکه بقونسولگری خود بود اجزاء دور ونزدیک
اداره او باسم اهالی و بزرگان شهر و نقاط سرحدی وغیره چندین هزار تومان دخل کردند و چادر وارمین خود تقسیم
نمودند عاقبت هم که خواست حرکت نماید بسلمها انعام و اضاف مواجب بخواص خود داد بعد عازم کلات و در آن
مسافرت هم مخارج و مصارف زیادی متحمل گردید تا بخاک روسیه و عزیمت انگلستان روانه شد و این مسافرت او
چون دو نفر نتیجه جز منزولی نبود * با همه این تفاصیل مستخدم سی ساله خود را معروف بحاجی محمد حسین فضل خراسانی که در تدبیر و تقریر و تحریر
از اجزاء ایرانی
پسندیده است زحمت تا با ان دولت کشیده و چندی قبل نانش را قطع کرده اند مجدداً منصوب داشت حال آنهم مدی نمک بخواهیم
و نوکری انگلیس آنها مثل مؤلف است پس باید انسان تنبه شود از کردار و اعمال خود در همراهی غیر ملت و خدمت بخیر سلطان اسلام
را دورا بنام احسان زیرا نگهداری و خدمتگذاری خارجه از مسلمین تا مانیست که ملاحظه و احتیاطی داشته باشند خواه روس خواه انگلیس
و ساحت خراسان خواه نصرانی و خواه مجوس هیچیمان مثل سنود و یهود وقتی آن ملاحظه منظور نبود بخدمات چندین ساله و زحمات فوق العاده
وقت اشخاص محترم و غیره پرداخته ندارند و میگویند نه تو را دیده ایم نه بشناسیم چنانچه هر یک از رجال دولت روس در میان بروند و نوزان
ورفته و با خطاهای
را در رعایت داشتن آشنا ثابت و مدلل نمایم عذر طفره و اهمال داشتند تا بکلی نفر خواستم روبرو شوم و محق بودن خود در پی رفتن شدند
که تریا گردید. نظر از مد و معاش که همراهی خارجه نموده مضاد این شعر را در لوح دل نوشتم دست حاجت چو بری پیش خداوندی
که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود بلی هر چه سر و مند جهان دیده ما مسعود و بایست در این روزگار
بآیگی تجربه حاصل کند با دگری تجربه آید بکار از آنجائیکه لطف خداوند شامل حال مردم پریشان احوال است
امیدوارم بزودی یکی از سلاطین اسلام بنگهداری و پرستاری خود و سرامان مؤلف اقدامی فرموده بشغل و کاری
منصوبم دارند هرگاه موافق زی و دلخواه مؤلف شد شاید با بصیرت کاملی که در کار خوارج داشته و دارم فکربکری
بخیر خواهی و اتحاد عموم اسلام و دفع شر اغیار بنمایم گربمانیم زنده برد و زیم جامه کز فراق چاک شده حیف عمر
بیهوده که صرف خدمت و خیرخواهی غیردین بشود چون نه فایده دنیوی دارد و نه بهره اخروی جامی هزار گونه تشکر است
بمقام ارباب استمرار سلاطین اسلام که هر یک بشغل کار خود گرفتار و پراکنده و متروی آسوده بهر شهر و دیارند انقلاب
مصدر امور اغیارند با ز مواجب و استمرار خود را همه ساله از خزانه میگیرند خصوص دولت علیه ایران که از فیض عطا و
کمی جو دش درباره ادنا و آقاصی و غریب و بومی قدیم و جدید جاری و ساریست و عالمی را بلاحظه موظف دارند خداوند
باید از و مستدام بدارد کوکب اقبال بیدولت ببند ملتش را خصم زار و مستمند رونق اسلام دایم بر قرار
گردن بدخواه ایران در کمند باز میروم سر مطلب از دلایل در آن دارالشریعه اول عصبیت همراهی آنستی که
دارای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
