Machine transcription
نسخہ سوم عين الوقايع صفحه ٣١٧
امريک روز بروز عصبیت قمی و وطن پرستی نفس سربازان امریک را پاره پاره میکروند بعد ازان در عرصه هسپا
و اغلب کشتیان متفقانه پنجاه نفر ہسپانیائی حمله بردہ چون نفر آنها را کشند و مابقی را عقب نشا نیدند و همان روز بازده
فروند کشتی امریک بہای کلوله ریز را بندر (سان تیاکو) نہادند و در ظرف یکساعت پنجهزار کلوله بحصار بندر ریختند که
چند توپ ہسپانیا را بکلی خراب و ناکار نمودند یک کشتی جنگی امریک بنای نارجیک ریز برا بحصاری که ترپیل های
ہسپانیا در آنجا متوقف بودند نهاد اما (امیرال سروہ را) امیرالبحر ہسپانیا با سفاین جنگی خود بامداد توپخانه
سواحل سفاین امریک حمله بردہ آنها را عقب نشانید ولی پس از چند روز که عساکر امریک بیا پای بحو با فیلیپین فرود
کردند تعداد آنها بدو بیست و پنجاه هزار رسید و در چند نقطه تلاقی سپاه ہسپانیا با آنها رویداد و جنگهای مطول در گردی
و در حقیقت قشون ہسپانیا با کمال رشادت جنگیدند و انیقدر ثبات قدم بخرج دادند که در طرف یکهفته متجاوز از سی هزار
سپاه امریک مقتول و مجروح شدند و بقشون ہسپانیا صدمه کلی رسید اما همراهی یاغیان اناملی با عساکر امریان مسامد
و موجب پیشرفت مقاصد آنها و مانع فتح ہسپانیا بود بآن سبب عساکر ہسپانیا در چند نقطه شکست خورده بطور قهقرا
عقب نشین شدند و بسیاری نقاط این دو جزیره بضبط سپاه امریک در آمد و جمعی از عساکر ہسپانیا را اسیر کردند
و امیرال سرورا) امیر البحر ہسپانیا نیز با سفاین جنگی خود بهر کجا بکشتی های امریک حمله برد با اینکه مردانه جنگید
کثرت سفاین واسلحه ممتاز امریک عاقبت کار را پیش انداخته چند کشتی ہسپانیا معیوب فرق شد و استعدادیجری که
بتواند سد راه آب در پیش حملات سفاین جنگی امریک بشود ہسپانیا نبود بآنها نماند وسعت دو جزیره هم که هر کدام بقدر
یک مملکت بزرگی از اروپا تابش از آن بود که سپاه ہسپانیا بتوانند تمام نقاط هر یک از آنها را حفظ و حراست نمایند
و کر بنا بر حال و پیش آمد کار اسپانیا با لغافي البديهة منظوم (لمؤلفہ)
قلم زد ریا ضی بفکر دقیق که اندر اروپا زعهد عتیق عیان دولتی بود ہسپانیا نه نامش نهان چون بربطانیا
بسی مملکت دست زیر نگین ز مغرب زمین تا بسرحد چین همه ملتنش صاحب احتشام خردمند و پرغیرت و نیک نام
بکیش نصاری ولی نیک بخت که مغرب بودند در تاج و تحت ملقب سلاطین شان بر لبیب ز هر یک سپاه گران بسته
پی کشور آرائی خویشتن نمودند کوشش بنظم وطن یکی از سلاطین آن دامیه برافراشت بیرق بسرمایه
بتعمیر پرداخت مردانه وا که ساز دز ویرانه شهر و دیا نشد لنگر آرا بجنگ و جدال که با پادشاهان نماید قتال
بکشتن و بد خیلی از شکرش شود خونبها ساحت کشورش بآسایش خلق روئی متین ز مردانکی داشت رائی متین
نه دست بتجاوز بجائی کشاد نه پای تخطی بسوئی نهاد عدالت بپادختم بود تیام وز و شادمان مردم خاص و عام
بملت در لطف و احسان کشود چو بدخواهی اندر جهانی نبود بکو با و هم حیطه فیلیپین شد از فطرت خویش همراه قره
بتشویق سکان مشوق چنان که قاآن پس مرگ چنگیزخان شد آباد آن هرد و ملک بدیع ز اقدام آن خواند کار بیع
بقانون ایجاد آن نیکجوی ز هر کوشه آبی درآمد بجوی بسی شهر ها دبسی قریه ها ز معمورہ کی گشت افزون بها
چو آن خسرو معدلت جو بِمُرد جہانش بگردار افسوس خورد ز تاثیر گردون پس از چند سال بآن ملک دولت بدآمد جال
بهم خورد از این بوم در ضابطه گرفتند با دشتنان رابطه در دوستی را نمودند باز بروی رقیبان پر ترک کاز
عهد را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
