Machine transcription
نسخه سوم
عناق الوقایع
صفحه ۱۳۸
شکل چیزی که فرنگیان بگردن میبندند
عده را سررشته آمد بکف دهانها کشادند از هر طرف
همه خنده رویان دل پر ز کین بدان عهد وان پیمان جان آفرین
نهادند و کردند خود را مقیم چو سائل بدرگاه مرد کریم
بتعلیم و طوق بند فکل بخود رام کردند از جز و کل
کشودند رخنه اند دست ستم ببستند سرمایه از بیش و کم
ببخشیدن ساحت سیم و زر کشیدند مطلوب دل را ببر
زاسپانیانها خواستند امتیاز که راهی بهر سو نمایند باز
با جزای پیمانه پر شراب فکندند مستانه کشتی بآب
ره بحر برشان در آمد بچنگ مهیا نمودند توپ و تفنگ
فکندند در بین مردم نفاق که جمیعی به آنها کنند اتفاق
در افتاد زان فتنه آتشین چنین انقلابی دران سرزمین
که نظمی دهد کشور خویش را سپس گوشمالی بدان اندیش
پی کینه ببستند هر یک کمر نهادند رواند ران بوم و بر
چو سد سکندر مهیا شدند صف آرا بخشکی و دریا شدند
برای ستمگاری افراختند بطغیان بسی اسپ کین تاختند
که آن مملکت را بدست آورند بسلطان کشور شکست آورند
نشد شاه کشور حریف عدو که لشکر مقابل کند رو برو
شه مملکت بسکه شد شوکتش جلو گیری خصم گردید سخت
ریاضی بهر کشوری از جهان بود دشمنان را خیالی نهان
یکی را بهانه تجارت بود ولی در خیال شرارت بود
بدولت کند وانه گر چاکری که یابد بپاداش آن سروری
یکی با بزرگان شود آشنا گذارد بتخریب کشور بنا
زآغاز و انجام کردار خود ندارند فکری بجز کار خود
ولی دل پر از کین در طلب روا دار هر قتی در تعب
بدان ملک و ملت نهادند پا پی مملکت گیری از چارسو
ولیکن بآمیزش آن گروه بنامای محکم همه دشت و کوه
پی دلربائی زبهر مرد و زن که آن مملکت در د ساز او طن
زسوقات چاقو و کنیز یل بهر جانی چون حریف دغل
ببازی گرفتند پس عامه را دران کشور از خیل فرزانه را
بتقدیم شندوز پر قشنگ دل آسوده گشته از بیم جنگ
بیک جعبه ساز فونی گرافت گرفتند سررشته تلگراف
ز دریای خشکی نهادند پای گرفتند برکوهی مقصود جای
چو شیطان رع مردمانرا زرد بسی رای پیر و جوان را بزد
زتحریک امریک شورش بپا عیان گشت در ملک اسپانیا
پی نظم تا شاه اسپانیا بیار است لشکر بجهت لقا
در این عزم از خیل امریکیا حمایت نمودند بر باغیان
سپاهی فزون از هزاران تیرا پی فتح و تسخیر شهر و دیار
همه کرده شمشیر خون ریز تیز که فن رعا را بعزم ستیز
زکشتی در آورده توپ تفنگ نمودند یکباره آهنگ جنگ
زافزونی لشکر پیلتن * رسیدند بمقصد خویشتن
بهر جا از و بود فوجی مقیم ز دشمن در ان سپاه عظیم
سپاهش گریزان شد از پیکار مخالف گرفته شهر و دیار
زهر کو شد آیند امید وار که از در پاشاه کشور قرار
یکی امتیازی ستاند براه که سازد و راند در کوه سپاه
سررشته لشکر آرد بدست بسلطان کشور در آرد شکست
یکی افسران را کند رام خویش که یابد ازان مقصد کام خویش
با مید کشور سناسی زهمه رفیق شفیق زبانی همه
القصّ روز ۱۹ شبان بیرق آنا زونی امریک در شهر
(هاوانا) پای تخت کوبا افراشته شد و قشون امدادی نیز سپا امریک مقیم فیلیپین بپائی آمد و باغیان جزیره (پالا پاکن)
تمام اسپانیولیها سکنه جزیره مزبور راستا عنوان غارت کردند و صدمات فوق العاده بملت و دولت اسپانیا رسید
که فقط مصارف لوازم اردو کشی دولت اسپانیا متجاوز از هفتاد ملیون دالار شد و قیمت سفاینی که از این دولت جنگجویا
بنا در اطراف جزیره کوبا و فیلیپین بپائی قایم دیدند متجاوز از ۲۲ ملیون دو لا ربعلم آمد که هر دو لا ر عبارت از پنج فرانک
و مسقا دال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
