Machine transcription
سال سوم عین الوقایع صفحه ۱۸۲
فتنه شده بهر محله و بنای شورش بر ضد یکدیگر نهادند میرزا حبیب الله خان که دانست عنان اختیار از دست خارج میشود
سپاهیان و صاحب منصبان را مخاطب قرار داده گفت که بعد از دفن امیر صاحب بحکم امیر محمد یعقوب خان است که بتمام قوام
مواجب دوسه ماهه داده شود و متفقاً بجال برویم با انگلیسها غزا کنیم لهذا سپاهیان اقدام بحرکت دادن جنازه
نمودند وفات در ماه صفر و دفن آنمرحوم در قرب مزار شریف سخی شاه مردان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام شد که در ماده
تاریخ وفات آن امیر بینظیر گوهری شاعر پرهیزگار علیه الرحمه این لفظ را سروده بود (خلق شد بیامیر) ۱۲۹۶ بعد از کفن و
دفن امیر مرحوم مبلغ هیجده لک روپیه کابلی که در صندوقخانه موجود و همراه بود از ترس اینکه سپاهیان حاشا رو و بخود
سری تاراج نکنند همه را در اطاق بزرگ دو طرفه حاضر نموده اعلان مواجب دادند هر کس و هر طایفه از سپاه و
رعیت و توپچی و مهتر و قاطرچی و ساربان حاضر میشد از هر در باطاق میرفت و میگفت مواجب مرا بدهید دو ماهه و سه ماهه
بدستش میدادند کسانی بودند که در آن روز دوازده دفعه مواجب دو ماهه گرفتند و بهیچ وجهی غریبی رو داد و بعد ازان
هم سپاه کابلی با لشکریان هراتی طرف مخاصمه شدند و فتنه و خون ریزی بین خود بنیاد کردند خلاصه اهالی اردو و امیر بکلی
متفرق شده هر کدام بجائی رفتند و خبر فوت امیر بکابل رسید سپاه انگلیس نیز در اینروزها از راه سرخ پل و کندمک
فاتحانه وارد جلال آباد و روانه بجانب کابل شدند و درین راه بنقطه ماشین که جمعی از مسلمانان افاغنه با یکی سر راه سپاه
انگلیس را گرفته بودند از صدمه توپخانه او شکست فاحش خورده متفرق شدند و خان کنر باطاعت انگلیسها اقدام کرد از آنجهت
ژنرال رابرت در هشتادمی جدی وارد صوبه کابل شد امیر محمد یعقوب خان که غلبه و سکه امارت را بنام خود نمود رجعاً بانگلیسها
نوشت که من فعلاً تعزیه دارم بعد از فراغ و ختم تعزیه داری برخلاف رای و قواعد امیر مرحوم با شما رفتار خواهم کرد و عهد و دمان
و مصالحه با دولت فخیمه بریتانیه خواهم ساخت که موجب رضا و خیراندیشی دولت و صلاح امارت افغانستان بوده باشد انگلیسها
عین نوشته را بفرمانفرمای هند فرستادند و اظهارات امیر محمد یعقوب خان را پذیرفتند اگرچه رای ایاغرم دایره
وکلاء ملت در مجلس پارلمنت لندن این بود که قندهار و جلال آباد از قلمرو امارت افغانستان موضوع و بضمیمه مملکت
هندوستان شود اما مصالحه نامه که در کابل باتمام رسید و بین ژنرال رابرت و امیر محمد یعقوب خان رد و بدل شد فقط
تعهد نمودن امیر بدوستی انگلیس بود و اینشرایط و مقصود آتیه را نیز در آنمصالحہ نامہ قرار داده بودند نخستین ماده
این بود که امارت افغانستان سفیری از دولت انگلیس در کابل بپذیرد و آن سفیر با جمعی از تعلقات و همراهان در تحریر
و نظامی خود بنقطه بالا حصار کابل مقیم دایمی و آزاد باشد معاهده دویم اینکه در صورت صداقت و مودت امیر افغانستان
بدولت انگلیس همراهی با فرمانفرمای هندوستان بوده باشد و احمد و طی انگلیس در اطاعت نماید سالی یکصد و بیست هزار لیره
انگلیسی از خزانه هندوستان استمراراً بمحفظه الیه داده شود برای امداد مخارج لشکری و کشوری افغانستان معاهده سیم
اینکه هرگاه عساکر انگلیس از افغانستان مراجعت نمایند راه های تنگه خیبر و کرم و رزست و پیشینک و سیبی و زیرستان در
ید تصرف آنها باقی باشد چهارم اینکه بدون رضا و امضاء دولت انگلیس امارت افغانستان حق معاهده و رابطه در آمد
و مرسول با هیچیک از دول نداشته باشد پنجم اینکه رعایا انگلیس در قلمرو افغانستان در آمد و شد آزاد و محترم باشند
و رعایت و جانبداری آنها از دولت انگلیس منظور باشد و از تعدیات داخله و واردات و گمرک سال معاف شوند و بجز گمرک
مال التجاره
حاشیه سمت راست
چون امیر محمد یعقوب خان در محبس هند میمیرد دوباره سال رحلتش را نیز گوهری بیان و ترکیب کرده و مجموع برآورده ۱۲۹۶ مجاناً اینجابیان میپردازد تا از نظر پوشیده نماند میگوید (امیر بکابل بمیزان) ۱۲۱۶
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
