Machine transcription
نسخه سویم عين الوقايع صفحه ۱۸۱
۱۲۹۶ هجری (مطابق ۱۸۷۹ مسیحی) (افغانستان) اردو دیگری از انگلیس
مرکب از چهارده هزار پیاده و چهار هزار سواره بودند در تحت ریاست جنرال بلمین و کلنل سینجان با سی عراده توپ
از راه کوه کوژک و پیراو بنو مامور تسخیر قندهار شدند سردار شیر علیخان که از قبل امیر شیر علیخان در قندهار حکومت
میکرد تبتیه جدار و دفاع افتاد اما اهالی با او همراهی نکردند چون قوه و استعدادی نداشت فورا بطرف فراه آمد وانگلیسها
بلا مخاصمه بتصرف قندهار کامیاب شدند هم در اینروزها قزاقهای روسی که در کابل بودند بنا با حضار جنرال خود که دیدند
اغتشاش افغانستان در تزاید است از راه ترکستان از یکتنجاک بخارا و سمرقند مراجعت نمودند و میرزا حسن خان و
دبیر الملک و مفتی شاه محمد و سردار شیر علیخان قندهاری و قاضی پیش آمدی با هم باتفاق آنها نزد جنرال کافمان روسی رفته
قبل امیر شیر علیخان رفتند اردوهای نواحی کابل هم انچه از انگلیس بودند و اطمینان یافتند از اینکه دولت روس تا
سی سال بعد تکلیف امداد با مارت افغانستان ندارد و آن صد و پنجاه نفر قزاق روسی هم که رسما در شهر کابل مقیم
بودند بترکستان روس مراجعت کردند و مانی در پیشرفت پلتیات و امور ملکی انگلیس نیست جبری شده از دولت
متبوعه خود مامور باتفاق و ضبط کابل شدند چون دولت روس در آن ایام با دولت بزرگی مثل عثمانی طرف جنگ و
جدال بود و هنوز امر محاربه آنها فیصلی نیافته بود در اینمورد تکلیف حمایت با میر شیر علیخان و طرف شدن در آن وقت
با انگلیس ندانسته لہذا جنرال کافمان اجازه تخطی و طرفداری مملکت و امارت افغانستان ندادند این بود که شاید
سواران روسی را از کابل احضار نمود و اردوی بحمایت امیر شیر علیخان نفرستاد و همین جواب را بمیرازا حسن خان
دبیر الملک و همراها او گفتند که با میر شیر علیخان بنویسند علیهذا انگلیسها بیا کانه محله شهر کابل آوردند و امیر
شیر علیخان سردار محمد یعقوب خان پسر بزرگ خود را که در حبس داشت مخلع ساخته بجای خود نشانید در ۱۱ ذیحجه ۱۳۸۶
از کابل با عیال و تعلقاتش روانه ترکستان بوبک و بلخ شد در این ایام نوشته سردار شیر علیخان قندهاری و دبیرالملک
با میر معظم رسید و متعاقب آن نوشته خود آنها از سمرقند مراجعت کردند و ملاحظات رجال دولت روس را در ماده
افغانستان بیان داشتند امیر شیر علیخان بسیار مضطرب و افسرده خاطر شد و مجدداً دبیر الملک را بسفر قند فرستاد
و لشکریان ترک آن را اطراف خود جمع آوری نمود لیکن از اندوه زیاد دو چار مرض نقرس گردید. وفات یافت
میرزا حبیب الله خان در دک وفات او را از بزرگان و لشکریان پنهان میداشت و اطباء را محضر کرد و دو اما جونائید
بیابی بخلوت میبردند و غذاهای مخصوص طبخ میکردند هر که از خواص هم میخواست بدیدن امیر برود مشارالیه مانع میشد و
میگفت امیر صاحب جلاب کرده تا سه روز بدینموال گذشت بعد سردار محمد ابراهیم خان پسر امیر عزم عیادت پدرش را
نمود اما جبیب الله خان اور امانع شد باین بهانکه امیر صاحب حالت ندارد و محمد ابراهیم خان زیرگوش نزد و گفت دایه از
ما در مهربان تر توئی که مرا از ملاقات پدرم مانع میشوی جبیب الله خان گفت حالا که تغییر کردی و بعرض مرا غرض دانستی
برو پدرت را ملاقات کن محمد ابراهیم خان وقتی بالا رفت و پرده اطاق را بلند کرد دید امیر بالای صندلی نشسته اما میت
چند روزه است نه برد حو صله نتوانسته بی اختیار عمامه خود را بزمین زد و در سوگ پدر نهای شیون گذاشت همکاران
و قراولان که اینمطلب را شنیدند و بمرگ امیر شیر علیخان یقین کردند هر کدام بستی رفتند و فورا آنجز با فواج و عسکر رکاب
رستم خان پسر سردار محمد اعظم خان که در پیشاور بود در ۱۲ محرم ۱۳۸۷ وارد
پیشاور شده و بصد و پینجاه نفر عسکر که همرا داشت با فوج افغانی یکجاست
منتشر شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
