Machine transcription
نسخه سیوم
عکس الوقایع
صفحه ۱۳۵
رات و غیره اسباب را اسپندئی درند یا راه را میگیرند بتوقع انعامی که از صاحب عروسی بآنها داده شود این اوقات این
بات محال غزنین برسم معمول عروسی داشته اند و جمعی از طایفه علیجائی اندری سر راه آنها آمده و شیرینی رسوم دعوی گرفته
بودند اما بعد بآن دربین ایله خود اینمطلب را بطور طنز و سرزنش شهرت داده اند خبر برئیس طایفه جات که نامش حسن سلطا ن است
رسیده با جمعی سواره حمله بجهات افاغنه نموده دوازده پسر از فریق جان رئیس طایفه اندری و جمعی دیگر از آنها کشت این مطلب
باعث زد و خورد زیاد شده تا مرحوم امیر دوست محمد خان انرا نصیحت و سلوکی که داشت رو ساکر نان را بکابل خواسته بصلح
جانبین کوشید (ایران) اعلیحضرت ناصرالدین شاه بکرشی از دربار مجد ان شریف فرمائیدند عضد الملک
متولیباشی در باب طلائی باستانه رضوی مأمور و نصرد نمود چند فوج سرباز با صاحب منصبان معتبر از طهران
بخراسان مامور شدند یکقطعه نشان مخصوص سلطنتی که مکلل بالماس بود از طرف اعلیحضرت پادشاه ایران باعلیحضرت سلطان
عثمانی بصاحب یحیی خان اجود انحضور اهدا و انعام شد نواب حمزه میرزا حشمة الدوله بعزم تنبیه تراکمه مرو آخال
اردوشی مرکب از ۲۲ فوج و هشت هزار سواره و ۲۳ عراده توپ تهیه داده با استعداد بی شایان از راه سرخس متوجه مروشد
میرزا محمد قوام الدوله وزیر خراسان در اینسفر همراه بود خوانین و سوار خراسان که برای خیر خدمتی و طلاب شرارت تراکمه
بودند و بقلع و قمع آنها راضی نمیشدند در این عزیمت نواب حمزه میرزا خوشنود و همعهد یکدیگر نبودند لهذ المعا و دو
قرار دادند که تمام لشکریان امور مرو از اهالی اور با کچان و عراق باشند بعد از ورود نحو ا مرو سپاه ایران پارسی
محل اقامت اردو خود قرار دادند و تراکمه ساروق سیورسات بمقرار قاعده می آوردند و اظهار اطاعت میکردند تا
اینکه خلاف بین روسای اردو در گرفت یعنی قوام الدوله با هوا خواهان خود ضد مقاصد نواب حشمة الدوله بودند و بعد از چند هفته قرار
بحرکت اردو از پارسی قلعه داده قریب حصار شهر مر و بعزم یورش آمدند سخت محمدسنجان قره سر تیپ همدان آباد و فوج سر بار دو
عراده توپ ابوابجمعی خود دلیرانه بیرق را پیش برد باندازه که تراکمه مضطرب شدند و انبوهی سطح و بلند کمان بستم تپه مرو بمد دکوششد
آنهم رستمانی جنگید و عقب نشست اما از اردو و سپاه همردیان که تماشای جنگ آن جان فشان دلاور را از دوری نمودند کسی
بامداد او نرفت تا آن یکه مرد با دو فوج سرباز خود بعد از مقاتله و کشتار بسیار مقتول شد و کشتن را بغیرت خود راه ندادو این
شکست اردو بود که از توجه دشمن جوجه اتفاقی دیدند دویم اینکه دو اب لاشه ار د در اینجا که ستاده بودند با فوج سربازی که
توپ همراه نداشته چندین هزار ترکمن حملة ببر آنها حمله برده تمام را پراکنده ساخت در نیمه آشب حمید آغنم مرز صاحب پارسی قلعه گرد
اما تراکمه از عقب سر بار د وار تا چال را آب انداخته بودند در هنگام مراجعت دو اب ار دو بگل و آب فرو میرفتند و تراکمه تیر تاریکی
شب مدا ما بیمحا بمله بند کردند قره و اهر بر اهالی اردو و غالیبشده هر کس بجانی بگریخت و چندین بار صندوق خانه و آلات لازمه
قشونی در رودخانه ماه چوچا را فتاد که از آن علامت در ۱۳۱۳ هجری صندوق پر از اشرفی و یکی از چوپار مر و پیدا کرده اند در صورتیکه صندوق
مندرش و متلاشی شده در سکه فیما سالم بوده است خلاصه نواب حمزه میرزا و قوام الدوله هر کدام باستعداد همرامان خود بگریختند و
امانی جرد مجرو را باس رار پیش گرفتند عبد العلیخان توپچی باشی با جمعی توپچیان و توپخانه بجا ماندند هزار گلوله و هزار کیسه بار تو که بهمراه
داشتند مردانه وار بکار بردند و بسیاری از تراکمه را کشتند وقتی ادویة آتش خانه تمام شد عبدالعلیخان با شمشیر برهنه محافظت خود را
میکرد انا سایر تو یچیان با پاشا خان برادر زاد مادر اسیر شدند تا جمعی از تراکمه عبد العلیخان رامیان گرفتند و از عقب سر علا سمی نام ترکمنی او را
بگردن
تا دور و بر اردو
جنگائی زدوخورد
بین عساکر دو و تراکمه
همدر جایع پاسایمان
د بر تراکمه غالب آمدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
