Machine transcription
نسخہ شستی
سراج الوقایع
صفحہ ۱۳۶
میکردن عبد العلیخان انداخته بود نا چار عبد العلیخان خندان شدہ باسیری تن داد و تو بحار اترا که متصرف شدند از چنگال
اہالی اُردو فرار آما یلقان دوازدہ فرسنگی مرو آمده ہمہ آنها را دراحتی اطراق کردند در آن اثنا سرتیپے با توکنی از اہالی میان
بواسطہ قاق خربزہ نزاعی کردہ بود سرتیپی طرفین بهم میزنند و جبا ہو بلند میشود ہجوم تراکہ ہم کہ متعاقب شان بودہ اہالی اُردو غا
پلیسر دار سرسیمہ شد آنچه داشته جاکہ اشتہ بطور طفیلی گریزان شدند دراین خطہ دو ہزار نفر از اُردو اسیر تراکہ شد و پول
زیادی غنیمت تراکہ گردید عبد العلیخان ہم در خانہ ملا سفی سر پردہ ہشت مبلغہا رشوۃ میداد که الاغ نزدیک خوابگاه
ببندند و ملا سفی کہ چہار رو پلے پلو بکثافت میخورد سر سفرہ سرتپ نشیند تا اینکه از تجار حدید مقیم مرو پول زیادی قرض گرفتند
پاشا خان برادرزادہ اش را با بسیار کاسر اخریده با ذربایجان فرستاد که پول جرا خریدن خودش بیاورند پاشا خان
بعد از رسیدن با ذربایجان و عزیمت نمودن با پول زیاد در نقطه شاه پولی مین راہ مجددًا اد را ترکن برد و عبد العلیم خان در مرو
بسیار اسرار اخریده سند داد تا میرزا علیرضا مستوفی خراسانی دوازده هزار تومان پول فرستاد و او را خرید با آن
اسرا آمد مشہد و بطہران رفت و از اندوہ وفات یافت و پاشا خان اسیر تراکہ بود و بقیمت ارزانی از چنگ آنها بتونست
خارج شود تا در ریز دیجبر در گذشت مؤلف عرض می نماید خداوند بیامرزد شخصی را هیکه حق اشخص یا بر حقوق وامنیت خود را از
دست دهند و بخیانت اور ای دہند و دیگر خیلی عجیب است از اینکه چرا امنای سلاطین ترتیب جنگ و قانون لشکر را نمیدانند
و هنگام فرستادن سپاہ بجانی عمان اقتدار و فرمانفرمائی عساکر را یکنفر مستقلاً وا نگذارند و طرف سئولیت قرار ندہند
که صاحب منصبان جُز وار دو ہر کدام راہی مخصوصی داشته باشد و مطیع ومسئول رئیس کل واقع نشوند و خود را مختار نیندہ وہم
چرا با یه رئیس لردو تحقیقات وا طلا عات کامل از حرکات و خیالات احاد و افراد احاد اردو داشته باشد و آذوقه و تور خانہ
سپاه را از تصرف خواص خود خارج سازد و علوفه دار و داشته باشد که افواج دواب را بجرای صحرا ببرند و در صورت
مامور داشتن فوج را بجائی چرا توپ ہمراہ نفرستند مرکز سنگر فوج توپ است و تحفظ توپ فوج بہر حال کمال مغبونی را
خاینان دولت ایران در بیابان مرو بخرج دادہ دولت و ملت خود را ناحق بدنام ساختند و حال آنکه اگر شخصی حقوق دولت و
پلیتیک و قوانین جنگ رابیداند با سه ہزار سپاہ پیاده و سواره با کسی ہزار لشکر نا آزمودہ میتواند طرف محاربه شود که
امید وار فتح نیز باشد باری اردو نو اب حشمة الدولہ با کمال مغبونی مراجعت نسب مشہد نمودند
(چین) جنگ دولتین فرانسه و انگلیس با دولت آسما چین در بهار ایصال و در ان اثنا یا غیهای تی پنگ بعضی ایالات
چین را قتل وغارت می نمایند قلعه پتا تک و قلعہ جات و شہر ہمو نیز مفتوح سپاہ متفقہ شد و توپخانہ زیادی متصرف شدند
وشہر تین بین را که سیصد ہزار جمعیت دارد بتسخیر گرفتند و قشون متفقه متوجہ پکن شدند نقطہ (پالی کاود) یکفر سنگی پکن را پورشو
گرفتند سان کولن سپه دار چینی با لشکری که داشت در این نقطه شکست خورد اتفاقاً یکتہل ہزار چینی کہ یبلوگیری عساکر
متفقه آمده بودند فرار خاقان چین بسمت موکدن درود قشون فرانسه بشهر تنگ جو کہ چہار صد ہزار جمعیت داشت و
غارت کرد عمارت ییلاق سلطنت را و توقف سپاه دولتین فرانسه و انگلیس بحوالی پکن و انعقاد مصالحہ بین دولتین مبرّہ
دولت چین در شهر پکن که شرط شد تین سین برای تجارت دول مذکور مفتوح و ایلچی ہر یک محترما مقیم پکن باشد و خسارت جنگ
سو
مخاطبه یوسف خان
سر تیپ تفنگزاری
عراقی بود کہ با سیر
رفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
