Machine transcription
نسخه شش عین الوقایع صفحه ۱۲
لشکریان ایرانرا پندخوشه شهر هرات راه ندادند درین حین که مرحوم حسام السلطنه لشکری عبارت از ۲۵ هزار پیاده و سواره و
سی عراده توپ با خمپاره حرکت داده از مشهد بهرات شتافته و درین سفر مرحوم حسنعلیخان امیرنظام گروسی نیز همراه بود و تا
هرات بمحاصره کشید سران سپاه افاغنه مخوف شدند و از مرحوم حسام السلطنه درخواست مراجعت نمودند خواهش آنها پذیرفته
شد بدینشرط که اول شاهزاده گان هراتی را دست بسته تسلیم نمایند هر دو برادر را گرفته و بار داد دولتی ایران فرستادند
قرار بحرکت از دو شد پیش تازان از دو تا غوریان هم رسیده بودند که مرحوم حسام السلطنه مجدداً امر بمحاصره و تضیق شهر شیر
هرات را فرمود در آن هنگام ستاد اهل شهر هرات این بود که در شهر سه و نیم سلطان یکروز در واقع و خصومت دره بودند
بدینقرار که در روز تسلیم نمودن شاهزاده گان دو اپنے حسام السلطنه ایران سرتیپ عیسی خان بر در زاده یکی از مناصب حصبان
عساکر هرات بود یکجاگی سلطنت افاغنه در محله قطبچاق نا امید خود را جمع کرده علم اقتدار و ریاست افراشت دیگر
غلام خان نورفلزائی در محله برج خاکستر پهرش طبل پادشاهی بنا بر خود نواخت دهم پیر محمد خان در محله قطبچاق
اعلان ریاست و اقتدار داد و نیز مرحوم عباسخان رکابدار که اهل کشمیر بود با بزرگان غزبیانشهر در محله خواجه عبد الله
مصری امارت جمهوری اختیار کردند و دوازده عراده توپ که شهر هم بود هر کدام سه عراده بخود بردند تا مرحصب نموزد
مرحوم حسام السلطنه اینها در میان شهر بهم زد و خورد میکشند اما عاقبت عیسی خان بر در زاده سایرین را تحت اطاعت و فرما
خود در آورده بود خلاصه کار شهر مجدداً بمحاصره کشید بنای تفتین سنگر بازی شد توپچیهای ایرانی همه روزه برای اخرا
برج و بار و با ضرب گلوله توپ خرابرا عهده برآمدند و مرحوم حسنعلیخان امیرنظام کفایت با بخرج داد و چند سنگر از افاغنه
گرفت اما فتح نمیشد سرتیپ عباسخان که از طرف عیسی خان مامور جمله و گر دوست بود با اراده ایران بود پایانه
دو محله حبوزار بمرهمت مرحوم حسام السلطنه امید وار شد بسلام رفت و مخلع و جزوار شد که جناب محمد یوسف خان سرتیپ
حکمران سرخس پسر اوست بناء مرحوم حسام السلطنه دوازده هزار روپیه مسکوک ایران بر ا بزرگان غزبیان شهر میان
سنگ نمای روغنی نموده فرستاد که مخارج معطل نشوند و بخیر خواهی دولت علیه ایران اقدام کنند آن ابله در بودن بخانه شخصی
از همراهانم رسید که اکنون اولاد او فخر الحاجیان مایه تجارت صحیح نامی دارند و زندگانی میکنند در شب که سایرین غافلند انا قبل از رو
پول و دستق اهالی غزبیانشهر خیالات مرحوم حسام السلطنه را خشنا تدارک همرامی داشته تا روزی که یوم جمعه ۲۷ ربیع ۷۲ ۲ ۱بو
اهالی شهر انچه فراستی بودند بمسجد جامع بهر نماز حاضر شده بودند و انچه اهل تشیع بودند بتکیه معرف میرزاخان حاضر شده
مرثیه خوانی داشتند در ان هنگام هیگ سلطان ارونقی تبریزی که از وقت فراره از توپچی بودن ایران که بخیر هرات آمده بود و
مرحوم سعید محمد خان او را سلطانی توپخانه داده بود و مشارالیه اکنون سر تپ اول توپخانه داخله هرات است در انروز بپاس
نمک سعید محمد خان و حقوق دولت ایران که دو ماه پیشتر خلاف و خطا کرده بودند از جابر خواسته میان مجلس تعزیه اظهار
داشت ایها الناس شما اینجا روضه خوانی دارید عموی پادشاه سلام پیش دروازه معطل فنجاست بر خیز بدستی
بگمارید عساکر ایران را بشهر بیا وریم فورا بزرگان غزبیانشهر هرات که در این تیته بودند مثل مرحوم آقا میرزا جان و مرحوم
آقا میرزا بخت خان و مرحوم مستوفی میرزا محمد حسین که معزول و مرحوم آقا میرزا محمدی و بعضی خوانین و بزرگان دیگر و
مرحوم آقا سید محمد تکیه دار همه برخاسته نعره یا علی کشیدند و ببرجهای محله خواجه عبد الله مصری بالا شده و بسلامت له دواء
احضار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
