Machine transcription
(١٥٩)
بدون محافظ بحضور شاه تمپر فت پس این شاهی و وزارت صرف بنام بوده کارها بدست امین الله خان
بود که از دل و جان برای تهیهء جهاد میکوشید.
از آنطرف مکریگر به تعلیم شاه پاینده محمد خان کاکری ملازم محمد اکبر خان را اغوا کرد که نامبرده
را بقتل برساند وی در موقعیکه محمد اکبرخان براسپ سوار میشد ـ بر او گله انداخت که ببازوی
اکبرخان اصابت کرد. هر چند بعد از اعتراف، شخص موصوف که گفت به تحریک شاه شجاع
این کار را کرده است، از طرف محمد اکبرخان غیور بخشیده شد ـ اما سلطان احمد خان که این
بخشیدن را سبب جسارت مزید خائنین ملت میدانست نامبرده را بقتل رسانید. محمد اکبرخان که
از رویداد های کابل و روی کار آمدن مجدد شاه شجاع شنید فیصلهء سران ملی را پذیرفت ولی چون
از صداقت شاه شجاع مطمئن نبود پیغام فرستاد اگر شاه به ملت صادق میباشد ـ فوری خودش برای
جهاد حرکت کند در آن صورت او هم حاضر است در تحت فرمان وی برای مدافعهء وطن خدمت
نماید. این پیغام اکبرخان در وقتی رسید که شاه دو ماه را به وعده و وعید گذاشتانده وهنوزهم
برای حرکت حاضر نبود. پس از گرفتن این مکتوب سران ملی چون نواب محمد زمانخان ومیرحاجی
(بن میرواعظ مرحوم) فیصله کردند که چون شاه با انگلیسان همدست است نباید بیش از این انتظار
او را بکشند بلکه باید ملت بهیجان آمده را که اینقدر مدت در انتظار نگه داشته اند ـ اجازهء حرکت
بدهند بنا بر این میرحاجی قیادت مجاهدین را بدوش گرفته بیرق جهاد را بلند کرد ومردم را
امر حرکت داد.
شاه که ازین واقعه شنید سخت پریشان شد و دانست که اگر بیشترازین تعلل بخرج دهد نه تنها
مقام او برای همیشه از دستش خواهد رفت بلکه جان او نیز در خطر خواهد افتاد. پس اعلان کرد
که فردا خود شاه نیز با ملت حرکت میکند اما به خاصان خود میگفت که آهسته آهسته حرکت میکنیم
و تا یک ماه به جلال آباد میرسیم در آن جا من خود را به اردوی انگلیس میرسانم وعساکر بیسر
مانده پراگنده میشود چنانچه روی همین نظریه روز اول که از کابل حرکت نمود (٥-اپریل ١٦حمل)
در دو میلی شهر در سیاه سنگ توقف ورزید و بنام سان دیدن، قوا معطل کرد. درین وقت تمام بزرگان ملی از
هر قوم و هر طبقه بیرقی ساخته و در تحت آن بقیادت یک جوان جنگی جمع شده بودند که درین جمعیتها
سرداران بارکزائی چون محمد عثمان خان وشجاع الدوله خان(بن نواب محمد زمانخان) نیز وجود داشتند
و شاه به نظر بی اعتمادی بایشان میدید ـ میگویند در همین روز مکتوب سردار سلطان محمد خان
از لاهور برای برادر زاده اش نواب محمد زمان خان رسیده بود که در آن بقسم طعنه برای او نوشته
بود که «پسر دوست محمدخان لات (مکتاتن) را کشت اکنون شما اگر دستار غیرت بر سر دارید
لات بزرگ را (مراد خود شاه شجاع) زنده نگذارید». این مکتوب که در محضر تمام افراد خاندان
بارکزائی قرائت شد ـ خون پسران جوان شان چون محمد عثمانخان وشجاع الدوله خان رابجوش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
