Machine transcription
(٦٥٢)
بزرگ تهی باشد لهذا او را از شوهر خواهر خود خوارزم شاه خواست
و ابوالخیر در غزنه آمد و بقول بیهقی سلطان محمود بعد از فتح خوارزم اورا
با خود آورد و با وجود آنکه نصرانی بود سلطان او را بدین اسلام دعوت نمود اما وی
نپذیرفت و سلطان دوباره بمذهب او تعرض نکرد و مقام دانش و فلسفۀ وی را
گرامی شمرد و طبابت عهد را بوی تفویض نمود. در انوقت در غزنه بیمارستان
بزرگی سلطان بنا کرده بود که شرح این بیمارستان را عوفی در
جوامع الحکایات ضبط نموده و از گفتۀ عوفی بر می آید که دران بیمارستان
علاوه بر علاج سایر امراض شعبۀ مخصوص برای دیوانگان و معتوهان نیز بود (۱)
ابوالخیر در غزنی روزی از در دبستانی میگذشت آواز دلکش طفلی را
شنید که قرآن میخواند این صدای ملکوتی دروی تاثیر کرد همان شب
در رؤیا بشرف دیدار فرخندۀ حضرت پیغمبر (ص) مشرف شد و فردای آن
بدولت ایمان فایز گردید. ابن خمار بقولی در ٤٠٨ و بقولی در ٤٨٩ وفات
نمود تالیفات او را متجاوز از سی جلد دانسته اند (۲)
ابو نصر عتبی
ابو نصر در ری متولد شد محمد نام داشت و بنام پدرش عبدالجبار بود از ری
بخراسان عزیمت کرد و بواسطۀ ابوالفتح بستی در دیوان رسالت سبکتگین راه
یافت و در دارالانشای محمود نیز بشغل سابق می پرداخت شاعر بزرگ و نویسندۀ
مغلق بود تاریخ یمینی را وی تالیف نمود این کتاب شامل است بر احوال
سبکتگین و محمود و یکی از مآخذ مهم آن دوره است این کتاب بعربی نوشته
شده و دران تصنع و تکلف زیاد بکار برده است. جرفا دقانی در سال ٦٠٣
آنرا بفارسی ترجمه نموده و آن ترجمه در طهران بطبع رسیده.
چند تن از علماء کتاب یمینی را بعربی شرح کرده اند از ان جمله شرحی بنام
(۱) جوامع الحکایات قلمی مربوط بموزۀ کابل (۲) تتمۀ صوان الحکمه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
