Machine transcription
(٦٣٥)
مظفر پنجدهی
از پنجده مرورود بود و از شعرای دوره غزنویان عوفی این اشعار را از
او روایت می کند .
بهفت کشور تا مدح پنجده گویم
چو باد گشتم اندر زمی ز می بیجای
دو پای دارم چاردگر بباید از آنک
بهفت کشور نتوان رسید بی شش پای
در صف آتش میگوید :
همی به بینی آتش عیان خا کستر
چو آفتاب که گیرد زمیغ تیره حجاب
چوروی دختر دوشیزه کو خجل گردد
نقابرا بر رخ اندر کشد بوقت عتاب
زداغ فرقت آن چهره چولا له و گل
همی زلا له و گل زرد بر کنم بگلاب
بدان نشان که بسیماب زرهمی گیرند
من از فراق تو گیرم همی بزر سیماب
شتاب وصل تو دارد مرا همی دلتنگ
در نگ هجر تو دارد مرا عمی بشتاب
خمار خواب چرا در دلم فرا وا نـست
اکبر لب تو برنگ گلست و بوی شراب
بشب زفرقت آن قامت چو قا مت رمح
سنان شود مژه من ز بهر جستن خواب
گهی بگریم و باشم چو نرگس تو دژم
گهی بنالم و گردم چو سنبل تو بتا ب
کوکبی مروزی
وی نیز از سرایندگان این عصر است عوفی این اشعار را از او روایت می کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
