Machine transcription
(٦٠٥)
اما مسعود بروی بدگمان بود يك مرتبه خواست در هرات او را محبوس کند
و به سعایت درباریان صاحب غرض، آن سردار نامور را از یاد را فگند ولی
چنانکه گذشت التونتاش خود را نجات داد و به خوارزم رفت و در آنجا
بحكم سلطان مسعود با علی تکین جنگ کرد و در عین جنگ تیری به پایش
رسید همان جا که در فتح یکی از قلاع هندوستان سنگی افتاده مجر وح
شده بود اما خوارزم شاه با وجود زخم منکر از پا ننشست و چندان مردانه
جنگید که دشمن را بصلح مجبور کرد و عهدی استوار گرفته به مسعود
فرستاد ولی خود نیز دران جنگ به اثر آن زخم منکر و تکاپوی زیاد
و رفتن خون بسیار از پا در افتاد و در جمادی الاولی سال ٤٢٣ وفات کرد -
و پسرش جانشین وی گردید - که تفصیل آن گذشت :
ابوسهل احمد بن حسن حمدوی یا حمدونی
وی از پروردگان احمد بن حسن میمند یست و بعداً صاحب دیوان
غزنه و هندوستان شد و بعد از عزل خواجه بزرگ میمندی در زمره اشخاصی
که باید به وزارت برقرار میشد یکی او بود - در دوره موقتی محمد به وزارت
برداشته شد و در عهد مسعود صاحب دیوان ری بود و در حمله تر کمانان
منتهای رشادت و مردانگی نمود فرخی وی را ستوده و در باره اش قصاید دارد -
عبدالله بن یوسف معروف به ابوبکر حصیری
اصل وی از سیستان بود و در حضرت غزنه نزد سلطان منزلتی بسزا و رتبه
ندیمی داشت اما میانه وی و خواجه بزرگ حسن میمندی چندان خوب نبود
وقتیکه حسن میمندی هنگام سلطنت مسعود دوباره بوزارت برقرار گردید
خواست ابوبکر را بعقابین کشد ابو نصر مشکان مداخله نمود و وی را نجات
داد و پس از وفات خواجه بزرگ یعنی در ٤٢٤ وفات نمود خانه واده
حصیریان در عهد محمود و مسعود اعتبار و اهمیت بسزا داشتند. مسعود
ابوالقاسم حصیری را برسالت نزد خاقان ترکستان فرستاده بود.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
