Machine transcription
(٥٩٦)
بلکه بگریست بدرد که حاضران خون گریستند پس گفت : «بزرگ مردا که
این پسرم بود که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون
مسعود آن جهان .»
این وزیر از بزرگان و نیکو محصران روزگار بود و در عین جوانی
از جهان رفت فرخی را درباره وی چکامه است يك جا به جوانی وی اشاره
کرده گوید :
طعنسی دگر باو نتواند زدن عدو
جز آنکه ژاژ خاید و گوید که نیست پیر
رای درست باید وتدبیر مملکت
خواجه بهر دو سخت مصیب آمد وبصیر
و جای دیگر در ستایش وی گوید :
من قیاس از سیستان دارم که آن شهر من است
وزپی خوبشان ز شهر خویشتن دارم خبر
شهر من شهری بزرگ است و زمینش نامدار
مردمان شهر من در شیر مردی نامور
تا خلف را خسرو ایران از آنجا بر گرفت
در ستم بودند از بیدادگر بیداد گر
چون شه شرق وزارت را بخواجه باز خواند
بیشتر شغلی گرفت از شغل خواجه بیشتر
خانه ها آباد گشت و کاخها بر پای شد
با خضر شد بار دیگر باغهای بی خضر
ابونصر احمد بن عبدالصمد شیرازی
این وزیر در اوایل حال در سرزمین خوارزم بامر سلطان محمود صاحب دیوان
التونتاش و پسرش هارون بود چون خواجه احمد بن حسن میمندی وفات یافت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
