Machine transcription
(٥٥٠)
منهاج سراج می نویسد خللی را که در مملکت افتاده بود بسبب حوادث
ایام و وقایع عجیب جمله در عهد سلطان ابراهیم بقرار آمد و كبار ممالك
محمودی از سر تازه شد و خرابی های ولایت عمارت پذیرفت .
ابن اثیر و ابوالفداء او را از شهریاران عادل و مجاهد و كريم اسا می میخوانند
و از فضل و دانش او ستایش می کنند و میگویند که سلطان ابراهیم هر سال
یكبار مصحف كريم را بخط خود نوشته و به كعبه شریفه میفرستاد و در هر سالی
سه ماه بصیام میگذرانید. عوفی در جوامع الحكايات نقل می کند که
سلطان ابراهیم هر سال يك مرتبه امام یوسف سجاء وندی را در مجلس خود حاضر
ساختی و او به وعظ مشغول گشتی و مردم را وعظ دادی و امام سخنان
بی محابا گفتی و از درشتی آن سلطان آزرده نشدی .
دولت شاه بحوالۀ مقامات ناصری مینویسد که سلطان ابراهیم انار الله
برهانه شب ها بگرد محلات غزنه گردیدی و بینوایان و محتاجان را از رو طعام
بدست خود دادی و بعهد او در غزنه اشربه و اطعمه تمامت مریضان از خزانه او
بردندی و از او سلاطین سلجوقی تعلیم گرفتندی و او را بزرگوار داشتندی سلاح
سلطان ابراهيم تير و نیزه بود اما میل نداشت خود در میدان جنگ حاضر شود در
روزگار او دو بنای زیبا در غزنه تعمیر شد یکی ایمن نام داشت و دیگرش خیر آباد.
سلطان ابراهیم مردی با وقار و متین و مهیب بود منهاج سراج گوید
چون در آغاز سلطنت بعد از مرگ پدر فرخ زاد را از قلعت نای بیاوردند و فردای
آن بزیارت پدران خود رفت همه مردم پیاده در رکاب او میرفتند و او به هیچ
کس اعتنا ننمودهم چنان سواره روان بود و از آن روز هیبت وی در دلها مستولی
گردید . وی شصت و دو سال عمر و چهل و دو سال سلطنت کرد و در پنج شوال ٤٩٢
در غزنه رخت از جهان بست . سلجوقیان در مکاتبات او را پدر خطاب میکردند
لقب وی را ظہیر الدوله و نصیر المله ورضى الدين ضبط کرده اند. ابوالقاسم فرشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
