BrowseTārīkh-i Afghānistān → page 596

Page 596

Tārīkh-i Afghānistān · pages 1–737


Page image — the source of record

Scanned page 596 of Tārīkh-i Afghānistān

Machine transcription

(٥٥١) می نگارد که روزی حمالی در غزنی سنگ گرانی را بر سر نهاده برای تعمیر سلطانی می برد نگاه سلطان بروی افتاد رحمتش آمد و گفت سنگ را بینداز وی سنگ را در همان جاده میان جاده عمومی افگند چون اسپان بدانجا می رسیدند می رمیدند یکی از مقربان به سلطان عرض کرد تا امر شود آن سنگ را بردارند سلطان گفت چون گفته ایم بگذار بگذارید گویند تا دوره بهرام شاه برای تعظیم لفظ سلطان کس آن سنگ را برنداشت . سلطان ابراهیم بقول منهاج سراج چل دختر و سی و شش پسر داشت سلطان دختران خود را به سادات و علماء داده بود و یکی از این دختران را جد سوم منهاج سراج که مولینا عبدالخالق جوزجانی نام داشت و قبرش در ظاهر آباد غزنیست گرفته بود پسران ابراهیم را نامها این بود : محمود - اسحق - یوسف - نصر - علی - شهزاد - شهردار - چهر ملك - خوبچهر آزاد چهر - ملك چهر - آزاد مهر - شاه فیروز - توران ملك - ملك زاد - شمس الملك شهر ملك - مسعود - ایران ملك - کیهان شاه - جهان شاه - فیروز شاه میران شاه - لغان شاه - ارسلان شاه - طغرل شاه - قتاغ شاه - موید شاه سلطان شاه - ملك شاه - خسرو شاه - فرخ شاه - بهرام شاه - دولت شاه - طغان شاه - ملك زاد. قبر این سلطان در غزنه مشهور است در شمال شرقی شهر واقع میباشد که در ان باره به تفصیل بحث خواهیم کرد انشاء الله .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i Afghānistān, page 596. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1198/596 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1198/596
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record