Machine transcription
(٥٤٦)
از جهان برداشته بود وزندگانی ناچیز وفانی را حقیر می شمرد تا وفات یافت
وقتی که فرخ زاد وفات کرد بیهقی در قید حیات بود و تاریخ مسعودی را
می نوشت میگوید چون در این فصل رسیدم - پادشاه فرخ زاد جان شیرین
و گرامی بستانندۀ جانها داد وسپرد. آب بروی رختند و شستند و بر مرکب
چوبین بنشست واو از ان چندان باغهای خرم وبنا های بان فرا و کاخهای
رفیع جد وپدر وبرادر به چهار پنج گز زمین بسنده کرد وخاک بروی
انباشتند.
و من صحبت الدنيا طويلاً تقلیت
على عينه حتى يرى صدقها كذبا
یعنی :- هر که بادنیا دیر نشیند جهان در نظر وی باژ گونه میشود و
می بیند که هر چه را اوراست و نابوده دروغ بوده است .
وهم او گویدامیر فرخ زاد را رحمت الله عليه خالق اللیل والنهار ملك
العزیز الجبار مدت پاد شاهی او این قدر نهاده بود وازمر گ وی بجوانی
بدل خاص و عام دردی بزرگ رسید و آثار پسندیده وعدل ظاهروی در اقطار
جهان بیاد گارماند .
فرخ زاد سی وچار سال از بهار عمرش گذشته بود که در سال ٤٤٤ مطابق
١٠٥٢ میلادی رخت از جهان بست لقب فرخ زادرا مستوفی وصاحب حبيب السير
وابو القاسم فرشته جمال الدوله قید کرده اند .
یکی از کارهای اواین بود که اجساد کشتگان دودمان محمودی را که
طغرل کافر نعمت در مغا کها افگنده بود از آنجا بر آورده و در گورستان
سلاطین بخاك سپرد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
