Machine transcription
( ٥١٠ )
یار د شادت و مهارت جنگ نمود که دشمن را بهمان يك حمله شکست داد و همه
راه بیابان گرفتند و سراسیمه می گریختند سپاهیان سلطان میخواستند آنها
را تعقیب نمایند ولی سلطان مانع گردید یسان معلوم شد که اگر این تعقیب ادامه
داده می شد هزیستیان را اسیر می نمودند گردیزی می نگارد که سلطان
در بیابان کستر لشکر ببار است اما داؤد چون شنید بدون جنگ جانب مرو
شتافت.
جنگ بیابان سرخس
سلطان قصد آن نمود تا بد انجا دشمنان را مالش دهد وخراسان را از وجود
ایشان پاك گرداند. بدین نیت در نیمه شعبان ٤٣٠ از بلخ سوی سرخس سراپرده
کشید و لشکری گران باخود برداشت هر که دران لشکر نگاه می کرد میگفت
این لشکر تر کستان و تر کمان و تر کمنان را کافیست. تر کمنان نیز در سرخس
آمدند. و با تمام نیروی خود. بیغوو دیگران بران بودند که سلطان مردی
بزرگ و باحشمت است و لشکرهای گران دارد و ما مردم بیابانی میباشیم بهتر است
خراسان را بگذاریم و سوی ری و جبال رویم و بقیة العمر در انجا باشیم داؤد
باین مسئله موافقت نکرد و گفت اگر از خراسان رفتیم سلطان ما را در هیچ جا
آرام نمیگذارد. من در جنگ علی آباد دیدم لشکر سلطان بنه گران دارد
و بیشتر مشغول نگهداری بار و بنه خود می باشند و ما جریده و بجنگ مشغول
میشویم و همیشه ظفر با ما خواهد بود و شکست بیگتغدی و سباشی را نیز از همین
داشتن بنه گران وانمود مردوار میجنگیم دیگران نیز تدبیر داؤد را
پسندیدند.
جمعیتی نیز که با امیر یوسف برادر سلطان محمود وعلی خویشاوند
وسپه سالار غازی و اریارق از ستمگاری سلطان گریخته بسه ترکمنان پناه
آورده بودند و در سپاهیان سلجوقیان میبودند تدبیر داؤد را صواب دانستند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
