Machine transcription
(٥٠٩)
متوجه وی میباشد و هوا نیز بحد آخر سرد شده از راه باز گشت، پورتگین
ساقه سلطان را غارت نمود سلطان از دریا گذشت و ببلخ آمد و از آن جا
بطالقان واز آنجا به فاریاب واز آنجا به شبرغان آمد. لشکریان سلطان
همه غافل شده بودند و دل شان جنگ نمی خواست سخن بدان جا کشیده بود که
شب ده سوار تر کمن تا دروازه بلخ آمدند و یکی از پیلان سلطانی را که کردکی
محافظ آن بود با خود بردند. فردای آن روز (آلتی) (ترک داود با دو هزار سوار
به دروازه بلخ آمد سواران و اسپان سلطنتی پیش ازین بدره گزرفته بودند که
در مراتع آن جا فربه شوند ـ سلطان خواست خود سلاح بپوشد و بجنگ آلتی
رود خواجه بزرگ و سپه سالار مانع شدند و گفتند این جنگ از مقام سلطان
فروتر است سلطان بخشم گفت چه کنم که این سپاهیان بی حمیت من کار نمی کنند
(دشنام سلطان مسعود همین کلمه میبود).
سر انجام سپه سالار بدون طبل وعلم از شهر برآمد وسیاه آلتی را شکست
آلتی بر علی آبادرفت و داودنیز در آنجا آمد معلوم میشود این علی آباد
نزديك ببلخ بود .
جنگ علی آباد
داود با کسان خود در علی آباد فرود آمد سلطان نیز امر داد لشکریان آماده
جنگ شوند سالار سپاشی و اسپان نیز از دره گز باز آمده بودند.
سلطان به پل کاروان سرا پرده زد واز انجا بصحرای علی آباد حرکت
نمود آتش جنگ مشتعل شد سلطان بر ماده پیلی سوار بود و جنگ را نظاره
میکرد و سپاهیان در ست نمی جنگیدند .
و به دسته های پنجصد نفری بنوبت جنگ می کردند اما در پیشین حالت
جنگ چنین بود سلطان خسته گردید و هزار مبارز زره پوش نيك اسپه از
پیکتغدی خواست و خودش نیز بر اسپ نشست و شخصا بر دشمن حمله کرد و چنان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
