Machine transcription
(٤٩٥)
فیصله چنان شد که تاسه روز به نیشاپور روند و از آنجا ترتیبات گیرند
و فعلاً به ترکمنان جواب مجمل دهند - هنوز این قضیه خاموش نشده بود
که از خوارزم خبر رسید که غلامان خندان پسر التونتاش بطور ناگهانی
بر عبدالجبار پسر خواجه بزرگ حمله آورد وی را کشتند و خندان را
به شاهی برداشتند این امر بیشتر موجب اندوه سلطان گردید و از گرگان
به نیشاپور آمد و در صدد رفع فتنه ترکمنان بر آمد و بالاخره مصلحت بران
قرار گرفت که لشکری بزرگ بفرستند تا تركمن ها را از نساء خارج سازند
پانزده هزار سوار و دو هزار غلام سرائی انتخاب گردید و بیکتغدی
به سپهسالاری و خواجه حسین میکال به حیث نگران و رئیس لوازم گماشته شد
و این لشکر بزرگ جانب نساء در حرکت آمد بيکتغدی از سالاران عصر محمودی
بود و درین وقت پیر و ناتوان شده بود اما فنون حرب را نیکو میدانست و در
رکاب استادی چون سلطان محمود آن را فرا گرفته بود .
روزیکه میرفت به سلطان مسعود عرض کرد من میروم اما میترسم افسران
نو خاسته به فرمان من عمل نکنند و آبروی من بریزد - این عسکر در نساء
رفت و بجنگ شروع کرد و به بسیار شهامت جنگ نمود اما در اثر خدعه
حربی و کمین هائیکه قبلاً تر كمنان گرفته بودند و عدم اطاعت افسران
مسعود به بيكتغدی سخت شکست کردند بیکتغدی را غلامانش نجات دادند
ولی خواجه حسین میکال اسیر شد و لشکری بدین گرانی از دست رفت.
و این اولین شکستی بود که در اثر بی مبالاتی مسعود و بر طرف کردن
افسران مجرب و آزموده به عساکر غزنه رخ داد و این شکست را تا آخر
ترمیم و اصلاحی نیفتاد و چون دانستند هنوز حشمت غزنه بر جای است و دولت
محمودی از عهده استیصال آن ها بر می آید خواستند سلطان را بشنامه و پیام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
