Machine transcription
(490)
پیش نبرد زیرا دشمن بزرگ در صدر کشور جا داشت یعنی خراسان مورد
یغمای ترکمنان شده بود - وسعت ممالک جز آنکه مایه تشویش گردد
دیگر فایدتی نداشت سلطان از آمل به پسر علی تکین در تعزیت پدرش نامه
فرستاد اما اطلاع رسید که وی باهارون بسرالتونتاش ساخته وقصد قبادیان
ومرو دارند دیری نگذشت که از خوارزم به خواجه بزرگ احمدعبدالصمد
اطلاع رسید که هارون کشته شد و معلوم گردید که خواجه از نجارستان
باغلامان هارون راه مراوده باز کرده بود و در خفیه دوازده تن از آنها را
وادار کرده بود که بهر قیمت باشد هارون را به قتل رسانند چون هارون
کشته شد پسر خواجه بزرگ که متواری بود کبارها را بدست گرفت این
خبر فی الجمله سلطان را از خوارزم مطمئن کرد .
حملهٔ ترکمنان به نساء
سلطان از آمل به گرگان آمد و در آنجا به مرگ هارون اظهار خورسندی
نمود وخواست دوهفته مقام کند که حادثه ترکمنان وورود آنها به خراسان
واقع شد وازنیشاپور مکتوب رسید که ده هزار سوارترکمنان باچندین هزار
پیاده برسرداری یبغو وطغرل و داؤد ازجانب مرو به نساء آمدند و با ترکمنان
نواحی متحد شدند و از آنجا نزد ابوالفضل سوری رئیس نشاپور نامه
فرستاده اند که به شفاعت خواجه بزرگ احمد عبدالصمد از سلطان در خواست
نماید که ولایت نسا و فراوه را به آن ها باز گذارد - ابوالفضل سوری اصل
این نامه را بخواجه بزرگ فرستاد - خواجه نامه را به سلطان تقدیم کرد
وسلطان سخت متأثر شد واز آمدن به گرگان درین موقع نازک پشیمان
گردید - زیرا دانست که تا کنون که با تر کمن ها سرو کار داشت طور
دیگر بود مردمی بودند خانه بدوش وصحرانشین اما معلوم است دیگر آنها
دم از جهان گیری می زنند و تشکیلاتی دارند کبار بجای کشیده که
با سلطان بنامه وپیام سخن می رانند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
