Machine transcription
(٤٧٤)
می رود ـ و وی را بخفیه هدایت داد که در نیشاپور چون سالاران ترکمان
نزد او آیند وی در پراگندن آنها بکوشد چندانکه خواجه بزرگ این امر را
دور از سیاست شمرد و گفت هنوز موقع آن نرسیده سلطان نپذیرفت و امر داد
تا تاش فراش اوامر او را انجام دهد ـ و همین مسئله بود که در آینده موجب
اجحاف سلطان مسعود گردید ـ تاش فراش کمر زر و کلاه دوشاخ و ستام
از هزار مثقال و بیست غلام و صد هزار درم و شش پیل نرمسه ماده به خلعت
یافته عازم نیشاپور شد .
و در این هنگام موضوع سالاری هند روی کار آمد سلطان مسعود احمد بن
نبالتگین را به سالاری هند بر گزید این احمد در عصر محمود خازن سلطنتی
و در همه سفرها برکاب سلطان می بود وسلطان را بروی نظر مرحمت بود ـ
در روز یکشنبه دوم شعبان این سال احمد نیالتگین را خلعت سالاری
پوشانیدند و کمر زر هزار گانی با کلاه دوشاخ هزار گانی بوی عنایت کردند
و چند تن از اعیان دیلمیان و بونصر با میانی و برادر زعیم بلخ و غیر هم را که
سلطان نمی خواست در غزنه باشند نیز بنام خدمت با وی همراه نمودند و
سلطان در دشت شاه بهار سان دیده سالار هند را مرخص کرد ـ و رمضان
این سال را در دارالملک غزنه بسر برده در این ماه از زندانیان باز پرس
نموده و امرداد تا هزار هزار درم از خزانه اطلاق کنند و به مستحقان و
درویشان پایتخت و نواحی آن رسانندـ یک بار هم بشکار جانب خروار
و خاو مرغ رفت و شکار فراوان نمود باز آمد (۱)
و عید را با حشمتی و جلالی بغزنه گذرانید که نظیر آن کمتر یاد دهند
و درین روز امیر در سخن پروری و فضیلت دوستی بشیوه پدر کار کرد وقتها
به زینبی علوی پنجاه هزار درم و به ملک الشعرای در بار عنصری هزار دینار بخشود .
(۱) خروار نام محلی بود در اوگر واکنون نیز این نام برجاست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
