Machine transcription
(٤٧٣)
و عقدی از گوهر بسلطان تقدیم کرد که گویند ده هزار دینار قیمت آن بود. سلطان انگشتر فیروزه به خواجه داد که نام سلطان بران نوشته بود و گفت این انگشتر ملك ماست و بتو دادیم تا مقرر گردد که پس از فرمان ما مثالهای تو نافذ است.
و دو روز بعد خواجه بدیوان وزارت نشست و هنگامی که بکار شروع میکرد بر مصلای دیبای سبز دور کعبه نماز خواند و برون از صدر نشست دوات و دسته کاغذ و يك جعبه سبك که برای وزیران می برند بحضور خواجه آوردند اولین چیزی که نوشت بعربی بود و ترجمه آن این است: بسم الله الرحمن الرحیم ستایش به پروردگار جهانیان و درود بر پیغمبر برگزیده و اصحاب وی. خدا مرا بسنده است و نیکو وکیل است خدایا بمن یاری ده در آنچه دوست داری و رضای تست. برحمت خودای مهربانتر از همه مهربانان. برای شکر نعمت خدا بفقراء و مساکین ده هزار درم و ده هزار نان و ده هزار زراع کرباس داده شود بعد از این نوشته بکار آغاز کرد و هیبتی در دلها مستولی شد.
مسعود و نیابت وی در فارس و هند
مسعود که درباره عراق وری اندیشه مندمی بود با خواجه بزرگ و دیگر اعیان سلطنت مشورت کرد تا کار آن حدود انتظام یابد خواجه بزرگ علی دایه و ایاز را به سالاری عراق انتخاب نمود و گفت علی دایه مردی محتشم و کاریست و در غیاب سلطان خدمتها کرده و ایاز نیز سالاری نيك است و در همه کارها با امیر ماضی بوده سلطان پیشنهاد خواجه بزرگ را رد کرد چنان وانمود که علی دایه را شغلی مهمتر میفرمایند و در باره ایاز گفت وی بس بناز و عزیز آمده است هر چند عطسه پدر ماست چون از سرای دور نبوده مدتی تجربت شود آنگاه آنچه باید فرمود بفرمائیم. و به سالاری عراق تاش فراش را برگزید بدین شرط که سه ماه به نیشاپور باشد. و آنگاه بسوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
