Machine transcription
(٤٦١)
چون این خبر بمسعود رسید حسن سلیمان و اعیان ری را به فرامین و خلع
سرفراز گردانید در ینحال سفیر بغداد بانامه های خلیفه به نیشاپور آمد
سلطان امرداد مردم از نماینده بغداد بدرستی استقبال کنند بیهقی شرح
این استقبال را به تفصیل نگاشته و میگوید روز اول که رسول دار (رئیس پذیرائی)
وی را در شهر آورد از طرف سلطان بیست هزار درم سیم بهای گرما به
به او دادند چنانکه متحیر شد و بی اختیار به دعای دولت مسعود پرداخت
سه روز مسعود نماینده خلیفه را بارنداد روز سوم نماینده بحضور وی مشرف
شد و نامه خلیفه را با تحایف و طرایفی که از بغداد آورده بود تقدیم کرد
القابی که از دربار خلافت بر مسعود مقرر داشته بودند این است :
« ناصر دین الله - حافظ عباد الله - المنتقم من اعداء الله - ظهير خليفة الله -
امیر المومنین » نامه بغداد را که بیهقی خلاصه کرده این است:- امیر المومنین
ممالیکی که پدرت داشت یمین الدوله وامين المله - نظام الدین - كهف الاسلام
والمسلمين - ولی امیرالمومنین بتو مفوض کرد و آنچه تو گرفته ئی ری و جبال
و سپاهان وطارم و دیگر نواحی و آنچه پس ازین گیری از ممالک مشرق
و مغرب ترا باشد و بر تو بدارد .
سلطان مسعود در ۱۵ رمضان از نیشاپور حرکت کرد و ۲۸ رمضان
به دارالنصرت هرات وارد گردید و در ( كوشك مبارك ) که از عمارات
عظیم هرات بود برای تشریفات عید نشست در دهم شوال مشكترك يرا در
حاجب علی قریب با دانشمند حصیری ندیم آمدند و معروضه
مامورین سلطنتی را از تگین آباد به محضر سلطنت تقدیم
کردند سلطان آنها را نوازش فرمود و جواب عرایضی را
که آورده بودند به تگین آباد فرستاد و امر داد عساکر به هرات
بیایند وحسنك وزیر را به سعایت بو سهل زوزنی و نقاری که خود مسعود ازوی
داشت محبوساً بهرات طلب کرد و پوتمر مشکان را خواست تا کار دیوان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
