Machine transcription
(٤٤١)
احترام سلطان به خلفای عباسی بغداد نیز یکی بدین جهت بود که می خواست آن مرکز اسلامی اگر چه جز نامی بیشتر ازان نمانده بدست وی برباد شود.
در مسئلۀ حسنک وزیر که خلعت حاکم بغداد را گرفته بود خلیفه القادر بالله بر سلطان بد گمان شد و سلطان نیز از وی رنجه گردید ولی بسان دوباره باوی آشتی نمود و خلعت را به بغداد فرستاد که در انجا بسوزند. روابط خلفا با سلطان جزيك رسم ظاهری چیزی نبود و به استقلال وی تأثیری نداشت وحتی سلطان در اواخر می خواست به بغداد لشکر کشی نماید چنانکه مسعود در نامۀ که بخليفه نگاشته و بیهقی بدان اشاره کرده واضح است که مسعود گفته بود اگر مرگ پدر حایل نمی شد لشکر های ما تا آن دیار می رسید. فرخی در يك قصيده خود واضح با ین قضیه اشاره می کند چنانکه گوید:
بغداد وزانو هم ترا بودی کنون گرخواستی
ليكن نگهداري همی جاه امير المومنين
از بهر میر مومنین بگذاشتی نیم از جهان
کو هیچ کس را این توانایی که کر دستی تواین
صد بنده داری در توانائی و مردی و هنر
سد ره فزون از مقتدر وز معتصم وز مستعین
حرمت نگهداری همی حری بجای آری همی
واجب چنین بینی همی ای پیشوای پیش بین
تنها چیزی که از بغداد در دربار غزنه قبول میشد القا بی بود که خلیفه به سلطان و فرزندان وی می فرستاد یا چتر ولوا.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
