Machine transcription
(٤٤٢)
يمين الدوله وامين المله از القابيست که در اوایل خلیفه به سلطان داده بود
چون قضیه تاهرتی واقع شد و خلیفه فی الجمله از سطوت سلطان مطمئن گردید
لقب نظام الدین را بران افزود و بعد از فتح سومنات كهف الدوله والاسلام ويرا
لقب نهاد .
و درباریان سلطان او را به این القاب نميخواندند فرخی در يك
قصیده این القاب را از مقام سلطان كوچك مي بيند و به سلطان میگوید لقب
تو همان محمود بس است .
مر ترا مار خدا یا به لقب نیست نیاز
نام تو بر تو و بهتر ز لقب صد بار
هر کجا گوئی محمود بدا نند که کیست
از فر اوا نی کردار و بلندی آثار
به ز محمود یقینم که لقب نتوان کرد
وین سخن نزدهمه خلق عیان است و جهاز
هر جها نداری کو را به لقب با شد فخر
هیچ شک نیست کزان فخر ترا باشد عار
سلطان محمود همیشه در هنگام سختی به از گاه الهی روعی آورد وحتی
در شدت جنگ چون اندك فتوری در سپاهیان خویش می دید از اسب فرود
می آمد و سر نیاز بزمین می سود و عرض حاجت می نمود، در سومنات و در جنگ
ايلك خان این سخن به تفصیل مذکور شد .
سلطان محمود به مشایخ وصوفیان عصر خود احترام قلبی داشت و می خواست
از انفاس پاك آنها استمداد کند و از ان مجالس طاهره تمتع بردارد قصه تشرف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
