Machine transcription
(٣٤٦)
و فرداه بنام سلطان خطبه خواندند - الپتگین سپهسالار خوارزم و دیگر سپاهیان و اکثر افراد آن کشور بر ابوالعباس شوریدند و ابوالعباس را در ٥ شوال ٤٠٧ به قتل رسانیدند و ابوالحارث برادر زاده او را به سلطنت برداشتند سلطان چون شنید که شوهر خواهر او را در اثر اطاعت او کشتند سخت برآشفت و با لشکری گران از راه ترمذ به خوارزم رفت در راه ینال تکین و بقول بیهقی خمار تاش بر طلیعه لشکروی شبیخون زد از طلوع بامداد تا استواء خورشید جنگ مدهشی در گرفت عتبی گوید خوارزمیان سخت کوشیدند اما غافل از آنکه هر که با ولی نعمت خویش خیانت کند جان بسلامت نبرد وقت زوال حمله مبارزان غزنه و پیلان جنگی خوارزمیان را منهزم کرد ینال تکین خواست از جیحون بگذرد ولی چون ادبار، اوی مشت در گریبان داشت در کشتی با غلام خود مخالفت کرد وی او را دستگیر نمود و باردوی سلطان آورد - خود الپتگین روز ٥ صفر ٤٠٨ به جنگ برآمد و ابوالحارث نیز شخصاً در میدان جنگ حاضر گردید - بعد از جنگ خونین همه دستگیر شدند بقول فرخی سلطان شاه جوان را در قلعه اسپهبد سیستان تبعید کرد و خانیان را مقابل قبر امیر مظلوم و مقتول خوارزم داماد شهید خود بر درخت ها آویخت و گفت بر دیوار مدفن او بنویسند:
«هذا قبر مامون بغی علیه حشمه واجترء على دمه خدمه
فسلط الله یمین الدوله وامین المله»
«حتی صلبهم علی الجذوع عبرة للناظرین وآیة للعلمین» و بقول عتبی دیگر اسیران را مغلولاً به غزنه فرستاد و بعد از چندی همه را آزاد فرمود و در حشم موظف خدمت هند داخل گردانید.
التونتاش را به امارت خوارزم مقرر کرد و خود فاتحاً وغانماً به غزنه آمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
