Machine transcription
(٣٤٥)
پاسخ دادند ما ابوالعباس را داماد سلطان می شناختیم وا گر روابطی باوی
داشتیم برای سلطان بود ـ سلطان چون از بیطرفی ايلك خان مطمئن شد
ابوالعباس را مجبور نمود که وجوه سكوك ورؤس منابر را بنام همایون وی
مطرز گرداند ابوالعباس سرباز زد و دوباره بخانان ملتجی شد و در خفا عقدی
بسته به تهیه لشکر مشغول شدند سلطان نیز با سپاهی مرکب از صد هزار
سوار و پیاده و پنجصد فیل متوجه بلخ گردید فرمانی بخوارزم شاه فرستاد
بیهقی عین این فرمان را در کتاب خود ضبط می نماید :
« مقرر است که میان ما عهد و عقد بر چه قرار بوده است وحق ما براو
تا کدام جای گاه است. «ووی در این باب د ل ما نگهداشت و لیکن
نگذاشتند قومش و فرمان بردار چنین نباید .« که فرا یاد شاه توان
گفت که یکن بامیكن و این عجز پادشاه را باشد و ما مدتی در از ببلخ
« مقام کردیم تا صد هزار سوار و پیاده و پیلی پانصد آما ده شد تا آن
قوم را که بر رای خداوند « خویش نافرمانی کنند مالیده آید و امیر را
که برابر برادر و دامادماست بیدار كنيم وبياموزيم« که امیری چون
توان کرد اکنیون ما را عذری واضح باید کرد تاسوی غزنی باز گردیم
« از این دو کار یکی باید نمود یا بطوع و رغبت بنام ماخطبه خوانند
یا نثاری باید فرستاد « که فراخور ما باشد وما درنهان آنرا باز فرستیم
چه مارا بزیادت مال حاجت نیست« وقلعت های ما بدرد انداز گرانی زر
وسیم ورنه اعیان و فقهای آن ولایت را پیش ما به استغفار فرستند تابه
غزنه باز گردیم »
خوارزم شاه بخواندن فرمان سلطان برعب اندر شد و فرمان داد که در نساء
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
