Machine transcription
(۳۰۷)
در سال ٣٤٨ سبکتگین نزد الپتگین آمد و الپتگین در آنوقت بدربار عبدالملك مقام حاجب الحجابی داشت .
سبکتگین نظر به استعداد اندیشه و توانائی تن و مهارت در فنون عسکری ومخصوصاً در هنر شمشیر بازی در روزگار اندك مقام بزرگ حاصل کرد والپتگین شیفته هنر ولیاقت او شده دختر خود را به عقد ازدواج او در آورد و در تمامت کارها چشم بوی داشت و چون میدانست خطر بیگانگان یعنی از یکسو کار روائی های خلافت بغداد و از جانب دیگر تعرضات سلسله خانیه و درعین حال نفوذ درباریان که تحت تاثیر دیگران قرار یافته اند سلطنت آل سامان را تهدید می کند برای حفظ و بقای قدرت ملی در این نواحی تشکیل سلطنت جدیدی را در قلب افغانستان لازم می شمرد و درین کار با الپتگین همراه و یگانه مشوق و مددگار او بود روز جلوس او را اهالی فرخنده شمردند و جشن گرفتند و داعیه سلطنت او از طرف تمام طبقات اهالی بخورسندی تمام لبيك گفته شد (۱)
نخستین امری که سبکتگین در پیش داشت توسعه نفوذوی و بسط سلطنت بود که میخواست با تشکیلات جدید ایجاد وحدت ملی نماید و کشور را از خطر تفرقه و انحطاط نجات بخشد .
در سال اول جلوس خود بست را ضمیمه غزنی گردانید در ولایت بست شخصی بنام طغان امارت داشت بای توز نام که وی نیز از مردمان بست بود بروی شورید و امارت او را متصرف گردید طغان روی بحضرت غزنه آورد و به ناصرالدین سبکتگین تظلم برد و ازو در کار خود مددخواست و شرایطی بحضرت او تقدیم نمود بر این ترتیب که اگر سبکتگین بوی یاری کند آن شرایط را انجام دهد :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) ابن اثیر ج ۸ صفحه ۲۷۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
