Machine transcription
(۲۹۲)
سخن کا ندر و سود نه جز زیان نباید که رانده شود بر زبان
شنیدم که باشد زبان سخن چو الماس بران و تیغ کهن
سخن بی گنه منبر و دار را ز سوراخ بیرون کشد مار را
سخن زهر و پادزهر و گرمست و سرد سخن تلخ و شیرین و در مان و درد
سخن کز دهان نامها یون جهد چو ماریست کز خانه بیرون جهد
نگه دار خود را ازو چون سزد که از دیمك تر راسبك تر گزد
***
بدشمن برت استواری مباد که دشمن درختی است تلخ از نهاد
درختی که تلخش بود گو هرا اگر چرب و شرین دهی مر ورا
همان میوهٔ تلخت آرد پدید از و چرب و شرین نخواهی مزید
ز دشمن گر ایدونكه یابی شکر گمان بر که زهر ست هرگز مخور
***
از قطعات پراگندهٔ منسوب به بوشکور :
از دور بدیدار تو اندر ننگر ستم مجروح شد آن چهرهٔ پر حسن ملاحت
از غمزه تو خسته شد آزرده دل من وین حلم قضا نیست جراحت به جراحت
***
جان را سه گفت هر کس وزی من یکیست جان
ورجان کسست باز چه بر سر نهد روان
جان و روان یکیست بنزدیك فیلسوف
ورچه زراه دو آید روان و جان
معروفی بلخی اسمش محمد بن حسن و کنیه اش ابو عبد الله
متخلص به معروفی از شعرای دورهٔ ابو الفوارس ،
امیر رشید عبدالملك بن نوح (٣٤٣- ٣٥٠) بوده و او را مدح گفته . از
زندگانی او اطلاع درستی در دست نیست. تغزلات غنائی دل انگیز سروده .
اينك نمونه كلام او :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
