Machine transcription
(٢٤٢)
نوح ثانی
الرضی ابو القاسم نوح بن منصور
بعد از وفات پدر نوح ثانی که سناً بسیار كوچك بود بر تخت پادشاهی
جلوس كرد و با بخشش ها وصلات و توزیع ذخایر واموال که پیشینیان به تدبیر
و حوصله جمع كرده بودند در بین امراء لشكر ومتنفذین وطبقات خدم وحشم
وغیره از طرف كافهٔ مردم بحيث حكمدار خراسان و ماوراءالنهر قبول گردید.
در اوایل امر (چون نوح ۱۳ سال داشت) امور مملکت محروسه را مادرش
بوكالت فرزند تاجدار اجراء میكرد. بناءً بصوابدید ملكه مادر
رشته خویشی و اقتران بین خانواده شاهی و آل سیمجور و آل فریغون بر
قرار گردید . باین معنی که دختری از ابوالحسن سیمجور (۱) و شاید
هم دختری از ابوالحارث محمد بن احمد فریغون والی كوز كیوان
(از میمنه تا سرپل) نامزد شاه سامانی نمودند .
منصب وزارت بدست شیخ ابوالحسین عتبی سپرده شد و رتبه سپه سالاری و
لشكركشی افواج خراسان به ابوالحسن سیمجور. ابوالحسین عتبی یكنفر از
معتمدان خود را بنام ابوالعباس تاش روی صحنه آورده و منصب حاجب
الحجابی را باو داد . همچنین فایق الخاصه را برتبه میرحاجبی بر
قرار نمود، گویا این سه نفر عتبی ، تاش و فایق همه شمول ما در شاه
محور تمام كارهای دولتی قرار گرفتند.
طوریکه مشاهده میشود در دوران این امیر كه از خیلی كوچكی به
پادشاهی رسیده ، امراء وزراء عرض بکار بردن هم خود به امور كشور و
فرونشاندن اغتشاشات ، خواهشات شخصی را در امور اجتماعی مدخلیت داده
و روی اغراض خصوصی بجان همدیگر افتادند که این رویه آنها باعث
دوام اوضاع ناگوار گردید .
(۱) گردیزی در موقف سیمجور می نویسد «... و رسول را نيكو فرود آورد و
فرزندش هرچه کریمتر نامزد كرد و سلیق را ص ۳۷ .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
