Machine transcription
(۱۷۹)
رها یابند کی خواهند که باز آنجا نشینند؟ اما این روایت بنظر سخیف
میرسد چه اولاً در سیستان علاوه بر نوادگان عمر و که ممکن است ایشان
را بکودکان تشبیه نمود عدۀ کثیری از ابنای اعمام اوحاضر و صاحب
قدرت و مکنت زیاد بود اگر کار عمرو بغر امت راست می شد محال بود
می گذاشتند در اسارت بمیرد و ارسال عمرو براه سیستان نیز حقیقت ندارد.
چون عمرو به بغداد رسید در امر معتضد محبوس گردید اما دیری نگذشت که
خلیفه سخت مریض گردیده بقول طبری (حوادث سنه ۲۸۹) وابن اثیر در شدت
مرض صافی خرمی را که از خاصگانش بود بخواست و بیدست برچشم و دست
دیگر بر گلوی خود نهاد اشاره برینکه مروبك چشم را گردن بزن اما صافی
مذکور چون مرگ خلیفه را نزدیک بیدید مرتکب این امر نگردیده چون مکتفی
پسر و جانشین معتضد به بغداد رسید احوال عمرو را از قاسم بن عبد الله وزیر جویا شد
و از زنده بودن او اظهار شادمانی کرده می خواست با او فیلوکی کند اما وزیر
را آن حال خوش نیامد در حال امر داد تا عمرو را بکشند اگر این روایت
صحیح باشد تاریخ وفات عمر و ۸ یا ۹ جمادی الاولی ۲۸۹ است که روز
دخول مکتفی به بغداد میباشد (ابن اثیر ص ۲۰۴ جزو ۷) باشکست و اسارت
عمر و دوره قدرت و شوکت خانوادۀ صفاریان بپایان رسید ازین تاریخ به بعد
سلطنت ایشان دو چار وضع وفترت و بازیچۀ دست شهزادگان نالایق و خدام
خاین قرار میگیرد و بزودی جای خود را بدولت جوان آل سامان که در
آنطرف آب آمو تاسیس شده متدرجاً بر تمام خراسان (بمفهوم عام) پهن
گردید میسپارد ازین نظر انقراض آل صفار در مسیر تاریخی افغانستان
چندان تغیر بزرگی وارد نکرده بلکه مسئلۀ مهم احیای مملکت و توحید
آن که یعقوب و عمر ولیث قدم اول را در راه وصول به آن برداشته بودند بذریعۀ
سلسله جدید سامانیان بپایۀ تکمیل میرسد اکنون میرویم که دورۀ فترت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
