Machine transcription
(٥١)
غفلت اوباش را جانفزا دگر بابا مگو
جاهلی را هوش میکن بعد ازین لالا مگو
تنبلی را محترم دانسته و کا کا مگو
روی خود از کاهلی گردان و ماما مگو
خیمه اندر گوشۀ گلزار علم و فن بزن
آتش افسرده خود را برودامن بزن
بهر ما و تو ز غيرك كها و آهن بهتر است
ترکش و شاخی و داس از جمله در سن بهتر است
چارق و چکمن زصدها طرز فیشن بهتر است
از هزاران قهقهه ایندم گریستن بهتر است
تو مگو هرگز که در این خانه فکر توست پست
گریۀ وقتی به از خندیدن ناوقتى است
غیرکت با اینچنین روز سیاهت شانده است
دنبوره با همچه يكحال تبا هـت مانده است
طبله و سه تار با سوی فنایت خوانده است
دل بيا چشمت زد يد راه حق پوشانده است
بگذر از اینها و ایمان عمل را تازه كن
بر ترقی خویش را اندر جهان آوازه كن
پیش از آنی که بعالم خار گردی کار کن
قبل ازانی که گرسنه میشوی ندیار کن
پیشتر از لچ شدن عزم حصول تار کن
قبلتر از یخ زدن فكر در و ديوار كن
هر ضرورت را مقدم تر شروع باید کنی
هر علاج واقعه قبل از وقوع بايد كني
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
