Machine transcription
(۱۰۱)
سخن کاندر و سود نه جز زیان نباید که راند . شو د بر زبان
شنیدم که باشد زبان سخن چو الماس بر ان و تیغ کهن
سخن بشکند منبر و دار را ز سوراخ بیرون کشد ما ر را
سخن زهر و پازهر و گرمست و سرد سخن تلخ و شیرین و در مان و درد
سخن کز دهان نا هما یون جهد چو ماریست کز خانه بیرون جهد
نگه دار خود را ازو چون سزد که نزديك تتر اسبك تبز گزد
***
بدشمن برت استواری مباد که دشمن درختی است تلخ از نهاد
درختی که تلخش بود گوهر ! اگر چرب و شرین دهی مر ورا
هما ن میوه تلخت آرد پدید ازو چرب و شرین نخواهی مزید
ز دشمن گرایدونكه يابی شکر گمان بر که زهر ست هر گز مخور
***
از قطعات پرا گنده منسوب به بوشکور:
از دور بد يدار تو اند ر نگر ستم مجروح شد آن چهره پر حسن ملاحت
از غمزه تو خسته شد آزرد. دل من زین حلم قضا نیست جراحت به جراحت
***
جان را سه گفت هر کس وزی من یکیست جان
و ر جایه کست با ز چه بر سر نهد روان
جان و روان یکیست بنزديك فيلسوف
و ر چه ز راه دو آمد روان و جان
معروفی بلخی اسمش محمد بن حسن و کنیه اش ابو عبد الله
متخلص به معروفی از شعرای دوره ابو الفوارس
امیر رشید عبدالملک بن نوح (٣٤٣-٣٥٠) بوده و او را مدح گفته، از
زندگانی او اطلاع درستی در دست نیست، تغزلات غدائی دل انگیز سروده .
اينك نمونه کلام او :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
